PDA

بازدید نسخه کامل شده : سیستان


El che
07-02-2007, 10:07 AM
رستم یلی بود در سیستان..........که من کردمش رستم داستان

زابل از شهر های استان سیستان و بلوچستان بوده و از شهر زاهدان در حدود 2 ساعت رانندگی فاصله دارد.
در راه شما میتوانید تپه های شهر سوخته در سمت چپ و همچنین قلعه معروف تاسوکی در سمت راست را ببینید. همچنین اگر دریاچه هامون آب داشته باشه نیز در مسیر قسمتهایی از آن را میتونید تماشا کنید.
در اطراف زابل نیز آثار تاریخی زیادی قرار دارد که دیدنی هستند.

El che
07-02-2007, 10:08 AM
شهرستان زابل در قدیم سیستان و نیمروز خوانده می شد. محلی که امروززابل نامیده می شود بیش ازآن زمینهایی باتپه هایی ازماسه های روان ورسوبات دریایی بود که قسمتی ازآن درمسیررودخانه قرارداشت باکم شدن آب رودخانه بروسعت خشکی های اطراف آن افزوده شد وبااتصال این منطقه به روستای حسین آباد، آبادی بزرگی تشکیل گردید .بعدهاتاسیس پادگان نظامی براهمیت آن افزود. در سال 1314شمسی بر طبق تصویب نامه هیات وزیران ، آن آبادی را زابل نامیدندودر سال 1316 شمسی به مرکزسیستان تبدیل شد.ازارتفاعات مهم این شهرستان کوه خواجه وقلعه رستم است که درغرب زابل قراردارد.دربراراین کوه تصویری ازرستم پهلوان که گرزی دوسردردست دارد،نقش بسته است .دردامنه های جنوبی آن نیزویرانه های بناهای منسوب به دوره اشکانیان بر جا مانده که در زمان خود بسیار با شکوه بوده است . زابل امروزی شهری نسبتاتوسه یافته و مجهز به انواع خدمات مورد نیاز جامعه شهری است .از میراث فرهنگی این شهرستان می توان به آثارزیراشاره کرد: شهرسوخته – قلعه رستم –قلعه رمرود-کوه خواجه –دهانه غلامان –قلعه سام – آتشکده کرکوک –قلعه خان ملک –تپه کنیز- تخت شاه – بی بی دوست –آتشکده کهک –میل قاسم آباد- میل نادر-زاهدان کهنه –برج افغان –چاه نیمه –سدزهک –سدکهک –سد سیستان –تالاب هامون –آسیابهای بادی- قلعه کندر.

El che
07-02-2007, 10:14 AM
در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند. تاریخچه این شهر به چهار قرن قبل از میلاد مسیح باز می گردد.

کلنل بیت، یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است. پس از او سر اورل اشتین با بازدید از این محوطه در اوایل سده حاضر، اطلاعات مفیدی در خصوص این محوطه بیان کرده است. بعد از او شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ایتالیایی به سرپرستی مارتیسو توزی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفت. این شهر یکی از آثارتاریخی استان سیستان و بلوچستان به شمار می آید.

جغرافیا و محیط زیست شهر سوخته
بر مبنای یافته‌های باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان می‌‌دهد که این شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته، بخش‌های مرکزی، منطقه صنعتی، بناهای یادمانی و گورستان است که به صورت تپه‌های متوالی و چسبیده به هم واقع شده اند. هشتاد هکتار شهر سوخته بخش مسکونی بوده است. تحقیقات نشان داده است این محوطه بر خلاف اکنون که محیط زیست کاملاً بیابانی دارد و فقط درختان گز در آنجا دیده می‌‌شود، در پنج هزار سال قبل از میلاد منطقه‌ای سبز و خرم با پوشش گیاهی متنوع و بسیار مطلوب بوده و درختان بید مجنون، افرا و سپیدار در آنجا فراوان وجود داشته است. در آن دوران نیز این منطقه بسیار گرم بوده، اما آب رودخانه هیرمند و شعباتش به خوبی زمین‌های کشاورزی شهر سوخته را سیراب می‌‌کرده است. دریاچه هامون در ۳۲۰۰ قبل از میلاد دریاچه‌ای بزرگ و پرآب بوده و رودها و شاخه‌های قوی از آن منشعب می‌‌شده و در اطراف آن نیزارهای وسیعی وجود داشته است. در بررسی‌های منطقه‌ای در اطراف شهر سوخته بستر رودخانه‌های مختلف و آبراه‌هایی پیدا شده که به مزارع کشاورزی شهر سوخته آب می‌‌رسانده اند. در اولین فصل کاوش در شهر سوخته کوچه‌ها و خانه‌های منظم، لوله کشی آب و فاضلاب با لوله‌های سفالی پیدا شد که نشان دهنده وجود برنامه ریزی شهری در این شهر است.

منطقه گورستان
از سال1376 تا 1383 تعداد 14 گمانه به مساحت تقريبی 2300 متر مربع در گورستان شهر ،حفار ی شده و در نتيجه 310 گور كشف شده است. طی كاوش های بعمل آمده توسط باستان شناسان ،برخی از مردم شهر سوخته را با لباس و پارچه كفنی دفن می كرده اند.در تعدادی از قبرها، آثار پارچه در روی بدن اجساد مردگان ديده می شود. پارچه ها به سه شكل مختلف در قبرها ديده می شود.

به صورت كفن ،كه مرده ها را در آن می پيچيده اند.
به شكل لباس زير انداز و رو انداز .
كف قبر فرش شده و مرده را با لباس در آن می گذاشتند.
اشياء سفالی اصلي ترين موادی هستند كه تقريبا در همه قبرها وجود دارند در كنار اين دسته از اشياء ،هدايای ديگری ساخته شده از سنگ،چوب، پارچه در قبور ديده می شود.

صنعت و مشاغل در شهر سوخته
شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و هنری بوده، در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونه‌های جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد. در جریان حفاری‌های فصلهای گذشته در شهر سوخته مشخص شد که با توجه به صنعتی بودن شهر سوخته و وجود کارگاه‌های صنعتی ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبیعت محوطه برای سوخت استفاده می‌‌کرده اند. شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و هنری بوده، در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونه‌های جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد.

باستان شناسان با یافتن مهره‌ها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور در باره روشهای ساخت ورقه‌ها و مفتول‌های طلایی به تحقیق پرداختند و دریافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسیار ابتدایی ابتدا صفحه‌های طلایی بسیاز نازک به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل لوله‌های استوانه‌ای درمی آوردند و پس از اتصال دو سوی ورقه‌ها به یکدیگر مهره‌های سنگ لاجورد را در میان آن قرار می‌‌دادند. در شهرسوخته انواع سفالینه‌ها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته پارچه بافی در آنجاست. تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاق‌های اطراف هامون سبد و حصیر می‌‌بافتند و از این نی‌ها برای درست کردن سقف هم استفاده می‌‌کردند. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر مشاغل مردمان شهر سوخته بوده است. شهر سوخته بدون شك جز شهرهاي بسيار پيشرفته زمان خود بوده است. اين نكته نه تنها در بقاياي آثار معماري و كارهاي ظريف دستي وصنعتي ديده مي شود بلكه در سازمان دهي اجتماعي شهر نيز ديده مي شود. شهر سوخته دارای تشكيلات منظم و مرتبی بوده است.آثار باقی مانده نشان دهنده اين امر است كه در اين شهر طی هزاره سوم پيش از ميلاد، دارای يك نظام مرتب و منظم آبرسانی،تخليه فاضلاب ودانش پزشكی بوده تا آن حد كه پزشكان اين شهر نه تنها از علومی چون شكسته بندی آگاه بوده اند ،بلكه می توانسته اند به اجرای اعمال شگفت انگيز جراحی مغز دست بزنند. از سوي ديگر پيدا شدن تنها لوح نوشته دوران آغاز ايلامی اين شهر،همراه با آثار مهرها ، نشان از ارتباطات تجاری و كنترل اقتصادی منطقه از سوی اين جامعه دارد .
در يك تقسيم بندی كلی ، اشياء پيدا شده را می توان به گروهای زير تقسيم كرد.

اشياء زينتی
اشياء آيينی
اشياء مربوط به مشاغل
اشياء مورد استفاده در زندگانی روزمره
مواد غذايی

منبع : ویکی پدیا فارسی

El che
07-02-2007, 10:24 AM
http://m1.freeshare.us/155fs487026.gif (http://freeshare.us)

نمایی از کاخ سوخته در شهر سوخته.

http://m1.freeshare.us/155fs487368.gif (http://freeshare.us)

قبری در شهر سوخته

http://m1.freeshare.us/155fs487492.gif (http://freeshare.us)

نمایی از گورستان شهر سوخته

El che
07-02-2007, 10:26 AM
http://m1.freeshare.us/155fs487986.gif (http://freeshare.us)

چقدر زیبا نقاشی شده.

El che
07-02-2007, 10:28 AM
http://m1.freeshare.us/155fs488435.gif (http://freeshare.us)

من دو سه تا از نمونه هاش رو توی خونه دارم اما نه به این زیبایی:haha:

El che
07-03-2007, 09:01 AM
شهر دهانه غلامان در حدود 2 كيلومترى روستاى قلعه نو و حدود 44 كيلو مترى شهر زابل قرار گرفته است خرابه‏ها و آثار بناهاى اين شهر در محوطه‏اى بسيار وسيع روى تراسى به طول تقريبى 4 تا 5 كيلومتر واقع شده است . شهر دهانه غلامان را باستان شناسان ايتاليايى در سال 1960 م يافته و از سال 1962 م تا 1965 اين محل را حفارى كردند.

يكى از دلايل قابل توجّه و با اهميت اين شهر، كمبود و يا در حقيقت نبود آثار باستانى از شهرهاى دوران هخامنشى است كه تا بحال به دست نيامده است، دهانه غلامان تنها شهر كشف شده از دوران هخامنشيان مى‏باشد.

اين شهر تاريخى تنها مكان باستانى دوران هخامنشى است كه حاكميت كامل ايران را بر نواحى شرقى آن را به خوبى نشان مى‏دهد و تنها شهر باستانى اين دوران است كه مهندسان آن زمان، ابتدا نقشه شهر را كشيده و سپس شهر را احداث كرده‏اند. در اينجا معمارى سنتى هخامنشى با معمارى بومى سيستان درهم آميخته است. از طرفى اين سايت باستان‏شناسى كه در حدود صد هكتار وسعت دارد، كارگاه بزرگى براى پژوهشهاى علمى ـ تاريخى خواهد بود.

نام اصل و موقعيت دهانه غلامان در دوره هخامنشى:

اگر بخواهيم تنها به مدارك و شواهد كتبى در مورد «درانجانا» يا «زرنكاى» نامبرده در كتبه‏هاى هخامنشى بسنده كنيم، مى‏توانيم از كتيبه داريوش بزرگ در بيستون و در فهرست كشورهاى تحت حكومت داريوش كه از آن با نام «زرك» و در ترجمه فارسى «زرنگ» نام برده شده و همچنين در كتيبه داريوش در تخت جمشيد كه به شكل «زرگ» و در كتيبه داريوش در نقش رستم «زرك» و نيز دو كتيبه داريوش در شورش و كتيبه خشايار شاه در تخت جمشيد نام ببريم با توجّه به اين مدارك نمى‏توانيم انكار كنيم كه دهانه غلامان براى مدتى مركز سياسى، ادارى و اجتماعى يا در يك كلمه پايتخت «درانجاناى» هخامنشى بوده است و بايد اين شهر را با زرنكاى هخامنشى و زرين مورخانى چون كتز ياس و ايزودور خاراكسى يكى بدانيم.

معمارى و توصيف آثار مكشوفه در دهانه غلامان:

از ويژگيهاى مهم اين شهر معمارى آن است كه به واسطه وزش بادهاى معروف 120 روزه سيستان كه همواره از شمال غرب به جنوب شرق مى‏وزد، درهاى ورودى كليه خانه‏هاى اين شهر يا در ضلع جنوبى ساختمانها قرار دارند يا در مقابل آنها بادشكنى تعبيه شده است.

از خصوصيات ديگر دهانه غلامان نبود آثار برج و بارو و ديوارهاى دفاعى است كه در حقيقت فقدان قلعه، ديوار دفاعى، برجهاى تدافعى و دروازه را مى‏توان نوعى ثبات اقتصادى و رونق سياسى هخامنشيان در ايران بيان كرد كه وجود عوامل دفاعى ضرورى نمى‏ساخته است در حاليكه در بيشتر محوطه‏هاى ديگر كه مربوط به هزاره اوّل پيش از ميلاد مى‏باشد اين استحكامات نظامى و دفاعى وجود داشته است.

محوطه صنعتى شهر دهانه غلامان كه در بخش وسيعى در اطراف چاله‏هاى چاه نيمه امروزى قرار گرفته، خارج از محله‏هاى مسكونى و شهرى آن واقع شده بود به طوريكه جدايى محله ويژه صنعتگران در سيستان سنتى سابقه دار بوده كه در زمانهاى بسيار دورتر در شهر سوخته نيز وجود داشته است. در طى كاوشهاى باستان‏شناسى مشخص شد كه دهان غلامان واجد كليه شرايط لازم براى زندگى شهرى بوده است كه شامل بناهاى زير مى‏باشد:

1 ـ ساختمانهاى بزرگ عمومى (ساختمان شماره 1)

2 ـ معبد يا ساختمان مقدس (بناى شماره 3) مركز بايگانى و خزانه‏دارى (ساختمان ش 2)

3 ـ محله‏هاى مسكونى، خيابانها، كوچه‏ها، آبراهه‏ها، محله صنعتى و بالاخره محله نظامى كه عناصر لازم براى به وجود آمدن شهر بوده‏اند، همگى با درجاتى كم و بيش پذيرفتنى در دهانه غلامان وجود داشته است. خانه‏هاى يافت شده شماره 4 و 6 مانند كاخهاى هخامنشى كه در پاى صفحه تخت جمشيد پيدا شده است، مى‏باشد. آثار به دست آمده از ساختمان شماره 3 از نظر فن معمارى شبيه آثار هخامنشى در فارس و بويژه تخت جمشيد است و فضايى شبيه به آپادانا يا قسمتى از خزانه تخت جمشيد بخصوص حياط شمالى خزانه تخت جمشيد را دارد. در دهانه غلامان از طاقهاى گنبدى استفاده شده، كه بيانگر سابقه استفاده از گنبد در سده ششم پيش از ميلاد مى‏باشد امّا در اين دوره در قسمتهاى ديگر فلات ايران جز در قسمت كوچكى در سقف يكى از بخشهاى تخت جمشيد در جايى ديگر به چشم نمى‏خورد و در بكارگيرى اين نوع روش معمارى در سيستان نيز مسايلى همچون كمبود چوب و تداوم معمارى سنتى و محلى را بايد در نظر گرفت.

به طور كلى اين شهر چهار خصوصيت اصلى شهرهاى دوران تاريخى را در بر دارد. يعنى نشانه‏هايى از زندگى روزه مره مذهبى، اقتصادى، توليدى و ادارى را به همراه داشته است. در نتيجه مى‏توان اهميت شهر دهانه غلامان را از نظر مطالعات باستان‏شناسى و تاريخى و زمينه‏هاى گوناگون فرهنگى ديگر در چند نكته خلاصه كرد.

1 ـ ساختمانهاى شهر بر اساس نقشه‏اى از پيش تعيين شده و به منظور خاصى بنا گرديده است و مانند شهرهاى كلاسيك قديمى كه ابتدا دهكده كوچكى بوده‏اند و سپس در طول زمان گسترش يافته، به صورت مركز شهرى درآمده‏اند، نمى‏باشد بلكه با برنامه‏ريزى دقيق و نقشه قبلى ساخته شده كه در اين زمينه نيز در ميان شهرهاى فلات ايران در طى اين دوران بى‏نظير يا كم‏نظير است.

2 ـ دهانه غلامان شايد تنها شهرى از اين دوران باشد كه در آن به وضوح مى‏توان انواع خانه‏هاى شخصى و خصوصى مردم را در كنار ساختمان‏هاى دولتى و اجتماعى و مذهبى ديد.

3 ـ دهانه غلامان به احتمال زياد يكى از نوادر محوطه‏هاى باستانى فلات ايران است كه اطلاعات مفيدى در مورد آيينهاى پرستش رسمى و غيررسمى ايران باستان را در خود نهفته دارد.

4 ـ دهانه غلامان تنها شهر يافت شده از دوران هخامنشى است كه نشانه‏هاى تاثيرپذيرى از معمارى رسمى و همچنين تاثيرپذيرى از معمارى محلى و نيز چگونگى تاثيرپذيرى از وضعيت آب و هوايى در تركيب ساختمانهاى شهر در آن به چشم مى‏خورد.

مذهب ساكنان دهانه غلامان:

براساس اطلاعات به دست آمده و اظهار نظر پژوهشگران تاريخ مذاهب ايران، پيش از اسلام در مورد آيين و مذهب ساكنان شهر مى‏توان نكات زير را بيان نمود:

1 ـ آيين رايج در دهانه غلامان از آيينهاى مشترك هند و ايرانيان بوده كه بر اثر تسامح مذهبى هخامنشيان هنوز در اين بخش از ايران كه در ضمن با مناطق هندنشين ارتباط داشته رايج بوده پيروان آن با آزادى كامل به اجراى مراسم مذهبى خود مى‏پرداخته‏اند.

2 ـ آيين رايج در اين شهر نوعى آيين پيش از زردتشتى و يا زردشتى گرى ابتدايى بوده كه با داشتن برخى نقاط مشترك با آيين زردتشتى مانند احترام به آتش، همان سنت، صورت كهن خود را حفظ كرده است.

شواهد باستانشناسى نشان مى‏دهد كه عمر شهر كوتاه بوده و همچنين آثار باقى مانده در شهر دلالت بر آن دارد كه شهر سريع امّا با آرامش و نظم و ترتيب نسبى تخليه شده است.

يكى از عوامل اصلى متروك شدن شهر را، خشك شدن ناگهانى بستر رودخانه هيرمند مى‏دانند كه اين فرضيه مورد قبول كاوشگران شهر نيز واقع شده و تغيير مسير بستر رودخانه در سيستان نيز سابقه‏اى ديرينه دارد.(گزيده‏اى از فصل دوم كتاب آثار تاريخى سيستان باستان تاليف دكتر سيد منصور سيد سجادى)

كاوشهاى دهانه غلامان را امبرتو شراتو عضو موسسه سابق انيزميو انجام داده است.

El che
07-03-2007, 09:12 AM
http://m1.freeshare.us/155fs697432.jpg (http://freeshare.us)

http://m1.freeshare.us/155fs697710.jpg (http://freeshare.us)

دهانه غلامان

http://m1.freeshare.us/155fs698157.gif (http://freeshare.us)

نقاشی های یافته شده در دهانه غلامان

El che
07-03-2007, 10:45 AM
کسانیکه علاقمند هستند برن سیستان میتونن برای یک هفته برنامه ریزی کنند.
بهترین راه ،رفتن با هواپیما به زاهدان و از اونجا با ماشین به زابل میباشد. البته با ماشین هم میشه رفت مثلا من این مسیر رو پیشنهاد میکنم:
تهران - کرمان - بم - زاهدان...میتونین شب رو در کرمان منزل بحرینی بمونین و روز بعد به سمت زاهدان راه بیفتین.
سعی کنین در زابل در هتل نیمروز اقامت کنین که هتل خوبیه.در زابل هم میتونین ماشین کرایه کنین که شما رو به جاههای دیدنی ببره. اگه آشنایی در زابل داشته باشین که ایده ال میشه.
در ضمن تابستون دور زابل رفتن رو خط بکشین که از دست گرد و خاک و باد و طوفان از گردشگری که هیچ از زندگی هم سیر میشین.:haha:
در ضمن زاهدان رو هم میتونین ببینین و البته نیما رو http://qsmile.com/qsimages/39.gif

El che
07-09-2007, 08:14 AM
در متن درياچه هامون كوه صخره‏اى و منفرد از جنس بازالت سياهرنگ وجود دارد به طورى كه هرتسفلد محقق و باستانشناس آلمانى آن را به ميزى بزرگ كه در دشت وسيعى نهاده شده، همانند كرده است. اين كوه در فاصله 30 كيلومترى جنوب غربى شهر زابل واقع شده است. كوه خواجه در دوره ميترايى و در دوره‏هاى زردتشتى به دليل وجود آتشكده، يك مركز عبادى محسوب مى‏شده است و در دوره‏هاى بعدى نيز همچنان احترام خود را حفظ كرده است. به كلامى ديگر اين كوه نزد سه دين زرتشت، اسلام و مسيحيت، مقدس مى‏باشد. به دليل مقدس بودن اين كوه نزد ايرانيان باستان جز در مواردى چند، سازندگان دژ، هرگز در صدد برداشت سنگ و استفاده از مصالح اين كوه در ساخت و سازهاى خود نبوده و بيشتر از خشت استفاده كرده‏اند.

موقعيت حساس و مناسب كوه موجب شده تا آثار معمارى خشتى باشكوهى در آن شكل گيرد براساس مطالعات و بررسيهاى به عمل آمده توسط محققين و باستانشناسان ايرانى و خارجى، آثار موجود در كوه خواجه عبارتست از:

ـ كاخ و معبد كوه خواجه (قلعه رستم، قلعه كافران، قلعه سام)، ـ قلعه كوك كهزاد ـ قلعه چهل دختر ـ قلعه سرسنگ ـ زيارتگاه خواجه غلتان ـ ساختمان پيرگندم بريان ـ خانه شيطان ـ ساختمان‏هاى منفرد آرامگاهى ـ قبور دوران اسلامى

كاخ و معبد كوه خواجه از شاهكارهاى معمارى ايران محسوب مى‏شود. اولين مطالعات كوه خواجه توسط گلداسميت انگليسى صورت گرفت. امّا نخستين تحقيق علمى توسط اورل اشتاين در سالن 1915 م برداشته شد، سپس ارنست هرتسفلد آلمانى و پس از آن هيات ايتاليايى به سرپرستى گولينى، و در ادامه هيات‏هاى ايرانى نيز كاوشهايى را در آنجا به انجام رساندند.

اشتاين اين آثار را بقاياى يك معبد و صومعه بودايى معرفى كرد كه پيدايش آن در ايران منحصر بفرد است به عقيده وى بناهاى كوه خواجه، يك هنر يونانى ـ بودايى بوده كه معمارى بودايى آسياى مركزى و شرق دور را به يكديگر مربوط مى‏ساخته است. هرتسفلد نظرات مختلفى را براى آثار كوه خواجه ارايه مى‏دهد. او در مطالعات نهايى خود به اين نتيجه رسيد كه دوره متقدم يك جريان پارتى با تاثيرات هلنى است كه در قرون اوّل ميلادى شكل گرفته است و دوره متاخر يك دگرگونى عصر ساسانى است كه در قرن سوم ميلادى به وجود آمده است. هرتسفلد در آخرين ديدارش از كوه خواجه در سال 1932 باز هم تغيير عقيده داد و معتقد شد كه دوره اوّل بنا به دستور يك ساتراپ محلى به نام گندو فاررستم كه حوالى سالهاى 20 تا 65 م در جنوب شرق ايران و سيستان حكومت مى‏كرده، ايجاد شده است.

گولينى باستانشناس ايتاليايى 6 لايه متوالى سكونت و استقرار از عصر هخامنشى تا دوره اسلامى را در كوه خواجه مشخص ساخته است.

به عقيده هرتسفلد اين قلعه مشتمل است بر يك قصر و يك معبد كه آن را بناى سلطنتى مى‏داند، بناى قصر قسمت مرتفع قلعه را به خود اختصاص كه آن را در گرداگرد يك حياط وسيع بنا كرده‏اند.

در ضلع غربى و شرقى حياط، ايوانهاى سقف‏دار وسيع قرار دارد. جبهه عمده، در ضلع شمالى حياط واقع شده كه مشتمل بر يك دهليز و گالرى وسيع با پلكان كه به صفحه فوقانى منتهى مى‏شود و معبد، در آنها واقع شده و هرتسفلد در داخل آتشكده يك آتشدان سنگى پيدا كرده است. در پشت پلكان شمالى، دالان درازى ديده مى‏شود كه به دليل وجود نقاشى‏هاى ديوارى بر بدنه ديوارهاى آن، توسط محققان به نمايشگاه (gsllery) شهرت يافته است.

نقوش به دست آمده از كوه خواجه شامل تصاوير تمثال دو سوار كه يكى «اروس» با بال و سوار بر اسب و ديگرى كه قرينه اولى است، بر پلنگى سوار است. تصاوير اشخاص نيز ديده شده است كه يكى از اينها آلت موسيقى مى‏نوازد و ديگرى رقص مى‏كند و يكى از آن جمله صورت يك بندباز را دارد كه روى سرش ايستاده است. نقوش ديگر شامل تصاوير يك پادشاه با ملكه كه در زير سايه‏بانى قرار گرفته‏اند مى‏باشد و شاه دست چپ خود را به دور كمر ملكه قرار داده كه تصوير غمگينى را ايجاد كرده است.

علاوه بر اينها در كوه خواجه نقوش برجسته گلى نيز به دست آمده كه از آن جمله به نقش برجسته دو مرد كه حلقه دايره‏اى شكل روبان دارى را مشتركا به دست گرفته‏اند، مى‏توان اشاره كرد. در سمت چپ ورودى آتشكده ديواريست كه بر روى اين ديوار بقايا و داغ دو نقش برجسته خشتى با فاصله از هم، هنوز موجود است. از بقاياى يكى از نقوش برجسته‏ها مى‏توان حدس زد كه نقش، سوار بر اسبى است كه به حيوان گربه سانى (مثل شير) حمله برده است.

نقش برجسته دومى، سه سوار را نشان مى‏دهد كه روى به يك سمت دارند. امّا آنچه كه در معمارى كوه خواجه جلب نظر مى‏كند، رعايت سنت‏هاى بومى و محلى است كه معماران هنرمند به آن توجّه داشته‏اند. اين مجموعه هرچند تداوم پاره‏اى عناصر معمارى صفه‏اى دوره هخامنشى (تخت جمشيد) را با خود دارد. امّا شيوه‏هاى خاص به كار گرفته در آن منحصر به فرد است و معماران محلى هرگز نخواسته‏اند از يادمانهاى پيشينيان الگوبردارى كنند. دوره ساسانى كوه خواجه كمتر مشابه آثار ساسانى ساير نقاط ايران است. فقط آتشكده تخت سليمان از پاره‏اى جهات با دوره ساسانى كوه خواجه خصوصا آتشكده آن قابل مقايسه است شايد بتوان با اغماض، حياط مركزى و فضاهاى جنبى (قلعه سام) را با كاخ فيروزآباد فارس كه ابعاد مشابهى دارند و نيز كاخ قصر شيرين در اواخر ساسانى همانند دانست

daeialborz
07-09-2007, 04:06 PM
ضمن ابراز تشکرات وِزه به عمو ال عزیز که تماماً تشکرات تا اکنون پرداخت شده
جای نیما خالی یکم از دیارشون برامون توضیح بدهhttp://smilies.sofrayt.com/%5E/u/tv.gif