بازدید نسخه کامل شده : اسب
Dariux
01-21-2006, 08:05 PM
خاستگاه و تكامل اسب
از نظر تكاملي طبق يافته هاي فسيلي ، منشاء اسبهاي امروزي از پستاندار كوچكي تحت عنوان ائوهيپوس كه شباهت زيادي به روباه داشته و مربوط به حدود ششصد ميليون سال قبل ، يعني دوران ائوسن از نظر زمين شناسي است و چنين بر مي آيد كه از نظر تكاملي اسبهاي امروزي درطي ميليونها سال از اين پستاندار كوچك منشاء گرفته اند .
قد اين جانور در حدود 30 الي 35 سانتيمتر بوده و گسترش جهاني داشته است . بدن آن گرد و داراي پشتي خميده بوده و در هنگام راه رفتن از كف پنجه هاي خود استفاده مي كرده است . در اندام حركتي قدامي خود 4 انگشت و در اندامي خلفي خود 3 انگشت داشته است .حدود 13 نوع از اين جاندار در بخشهاي مختلف آمريكاي شمالي و انگلستان ، سيوئيس ، فرانسه و بلژيك يافته شده است .
بنابر كشفيات بعمل آمده نه تنها طويل شده و نيز كاهش تعداد تدريجي اندامهاي حركتي اسب استنباط مي شود ، بلكه تغييراتي كه بصورت طولاني شدن گردن و جمجمه همراه با تغيير عادات چرا كردن ( مانند خوردن ميوه هاي آبدار كه در بالاي سطح زمين رشد مي كنند ) به رژيم علف خواري ( خوردن علف هاي خشبي و سخت از سطح زمين ) ايجاد شده را مي توان بر گرفت . گرچه اولين فسيل يافت شده از ائوهيپوس به ثبت رسيده است ، ولي به جرات مي توان گفت كه اين جانور كوچك اندام از يك دودمان اصلي پستاندار كه داراي 5 انگشت بوده تكامل يافته است .
پس از گذشت ميليونها سال انواع تكامل يافته اين حيوان ( حدود 57 ميليون سال ) بنام تك سميان دوران پليوسن تحت نام پليوهيپوس شكل گرفت اند .
يافته هاي باستان شناسي در ايران توسط آقاي ماكنم ، يكي از معاونان دومرگان باستان شناس معروف ، فسيل يك نوع اسب تحت عنوان هيپاريون در سال 1904 ميلادي در ناحيه مرزه چال مراغه بدست آمده است كه مربوط به اواخر دوران سوم زمين شناسي يعني پليوسن و قبل از فوارن آتشفشان سهند ( بيش از يك ميليون سال قبل ) مي باشد .
با آغاز دوره يخبندان در كره زمين و تغييرات جوي انواع مختلف پليوهيپوس مهاجرتهاي گسترده اي به قاره هاي قديم ( آسيا ، اروپا و آفريقا ) آغاز كردند . بنابر دلايلي كه هنوز روشن نيست قاره آمريكا بطور ناگهاني و پس از قطع ارتباط آن با قاره هاي قديم ، از وجود پليوهيپوس پاك گرديد.
انواع مختلف پليوهيپوس در طي مهاجرتهاي خود در بخشهاي آفريقا و اروپا و آسيا پراكنده شدند و منشاء انواع مختلف گور خر ، خر و چهار تيپ از اجداد اوليه اسبهاي امروزي گرديدند .
بنابر اين اسبهاي امروزي داراي چهار جد اوليه هستند و از نظر تاريخي فلات ايران منطبق بر محدوده جغرافيائي پراكندگي دو نوع از انواع چهار گانه اين اجداد محسوب مي شود .
اسبهاي نژاد تركمن و كاسپين موجود در اين سرزمين پس از گذشت قريب به يك ميليون سال از پيدايش آن دو نوع اجداد اوليه اسب ، هنوز بعنوان شبيه ترين اسبهاي موجود در جهان به اجداد فوق محسوب مي شود و مورد توجه خاص جهانيان و پژوهشگران قرار گرفته است .
Dariux
01-21-2006, 08:07 PM
تغذيه
اسبي كه تشنه و يا گرسنه است و يا بد تغذيه مي شود هيچگاه به درستي سواري نمي دهد . غذا بايد داراي دو خاصيت عمده باشد ، حرارت بدن اسب را ثابت نگهدارد و انرژي لازم را براي زنده ماندن در درجه اول و سپس كارهاي اضافه خواسته شده او را تامين نمايد.
غذا بايد متناسب با كار و سن و وزن اسب بوده و تامين كننده نيازهاي رشد و انرژي او باشد. ( براي اسبي با متوسط 10 سال سن و 160 سانتي متر قد و 400 كيلو وزن كه در روز بين دو تا چهار ساعت كار مي كند 4 كيلو خوراك و 4 كيلو جو كافي است . آب تميز و بهداشتي همواره بايد در دسترس اسب باشد . مگر به هنگام خستگي زياد و يا عرق دار بودن بدن .
آب 60% وزن بدن را تشكيل مي دهد و عامل جذب غذاست ، 78 تا 82 درصد از خون را تشكيل مي دهد . حرارت بدن را تنظيم و به دفع مواد زايد كمك مي كند معده اسب نسبت به جثه او كوچك بوده و به تعدد دفعات غذا به مقدار كم به او فرصت هضم آسان و راحت تر را مي دهد .
غذا بايد حاوي مواد ازته ، چربي ، مواد هيدرو كربنه ، مواد معدني و ويتامين ها باشد . كه انواع صيفي ( يونجه ، شبدر ، ذرت ) غلات (جو ، چاودار) و ميوه ها تامين كننده نيازهاي حياتي اسب مي باشند .
پرخوري و يا كم خوري هر دو زيان آور هستند .
نكاتي در مورد تغذيه اسبهائي كه در مرتع و يا پادوك هستند :
اسبهائي كه در طول فصول سرد در مرتع به سر مي برند بايد تغذيه اضافي داشته باشند . گله عادت دارد در اطراف دروازه ها و هر جائي كه خوراك باشد تجمع كند كه اين خود موردي است براي جنگ و دعوا .
براي به حداقل راساندن اين موارد بايد به نكات ايمني زير توجه داشت :
- به تعداد اسبها بايد ظروف خوراك تعبيه شود كه بهتر است يك ظرف هم اضافه باشد تا از سرشاخ شدن آنها با يكديگر جلوگيري كند .
- ظروف خوراك هرچه بيشتر از هم فاصله داشته باشند .
- بسته هاي علوفه هم تا حد ممكن از يك ديگر دور باشند .
- تعداد بسته هاي علوفه بيشتر از تعداد اسبها باشد .
- تغذيه يكي دو اسب در داخل گله ايمن تر است تا آنها را جدا كرده و در محل ديگري تغذيه كنيم .
- هرگز با ظرفي مملو از خوراك ميان گله اسبها نرويد .
- علوفه هاي سمي متنوعي وجود دارند كه خوردنش براي اسب كشنده است و مي بايست هرگونه گياه سمي در اسرع وقت از مرتع و اطراف حصارها تا آنجا كه ممكن است جمع آوري و نابود شود .
- اگر مديريت نگهداري و مراقبت مزرعه ، پادوك و يا مرتع قابل قبول باشد ، محيطي امن آرام و ساكت براي آرامش و چراي اسبها آماده كرده ايد .
منبع این نوشته و نوشته ی بالایی و نوشته های بعدی که تا چند ثانیه دیگه فرود میان رو یادم نیست. چند ماه پیش از یه وبلاگ کپی کرده بودم تو هارد دیسکم و تو وبلاگ هم هیچ اثری از آدرسش نیست.:blink::wacko:
Dariux
01-21-2006, 08:09 PM
استانداردهاي محل نگهداري اسب :
اصطبل : از آنجائي كه اسب بيشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر مي برد محل نگهداري او بايد داراي شرايط زير باشد :
- آفتابگير باشد ، تا هم خود اسب و هم محيط اطراف او در معرض تابش نور خورشيد بوده و در معرض امراض ناشي از عدم تابش نور قرار نگيرد. اسب بطور مداوم خود را تخليه ميكند و محيطي مناسب براي رشد و نمو ميكروبها بوجود مي آورد و ميكروب امراضي از قبيل كزاز در محيط آلوده اصطبلي بدون نور آفتاب ، براحتي زندگي مي كنند.
- داراي فضاي كافي بوده تا اسب براحتي در آن گردش كرده و بخوابد و بلند شود . اسبها در صورت احساس امنيت و داشتن فضاي كافي براحتي مي خوابند .
- حرارت ثابتي داشته باشد .
- ديوارهاي آن از مصالحي ساخته شده باشد كه در اثر سايش اندامهاي اسب با آنها ،او را زخمي نكند .
- آخورها و كف آن قابل شستشو باشد و هر چند روز يكبار بخصوص آخورها ، تميز شوند . بستر نرم و پوشيده از كلش يا خاك اره باشد تا براحتي قابل حمل و نقل بوده و هرچند روز يكبار تعويض شوند .
- درب و يا دربها به اندازه كافي فضا براي ورود و خروج اسب داشته باشند .
- حصارهاي بين اتاقكها طوري تعبيه شوند كه اسبها براحتي يكديگر را ديده و از مصاحبت با يكديگر لذت ببرند .
مزرعه ، پادوك يا مرتع: اسبها بايد مدتي آزادانه در مرتع ، مزرعه ، پادوكها رها باشند . گذشته از علف كه غذاي طبيعي اسب است ، وقت گذراني در محوطه باز به او آرامش مي دهد . بعضي از اسبها به طور دائم آزاد هستند و برخي به تناوب ، هفته اي يا ماهي را آزادانه سر مي كنند . اسبهاي درون اصطبلي كه تمام مدت هم زير فشار كار هستند معمولا تعطيلات خود را در محوطه آزاد مي گذرانند . مهم نيست اسب چه مدت آزاد باشد ، مهم اين است كه اطمينان داشته باشيم حصار محوطه اي كه در آن رها شده ايمن است.
آنچه را كه بايد درفضاي آزاد مد نظر داشت ، قبل از آنكه اسب را رها كنيم نكاتي زير است :
حصار
دو نكته اساسي دررابطه با حصار وجود دارد ، اول اينكه به اسب آسيب نرساند ، دوم امكان فرار نداشته باشد . حصاري كه به درستي تعبيه نشده است ، اسب را به مخاطره انداخته ، به او آسيب هم مي زند . هر حصار نا امني ممكن است باعث شود تا اسب با پريدن از روي آن ، شكستن آن يا فشار و پائين كشيدن آن ، فرار كند .
حصارهائي كه پايه هاي عمودي و اتصال هاي افقي چوبي دارند
اين نوع حصارها گرانترين و بهترين نوع حصار محسوب مي شوند . در اين نوع حصارها دو يا سه نرده روي دو پايه نصب مي شوند . اين نوع حصارها پس از نصب بايد به درستي نگهداري شده و هر پايه يا نرده شكسته بلافاسله ترميم و يا جايگزين شود . چوب هاي اين نوع حصار بايد ايزوله شوند تا در مقابل هوا و جويدن اسب مقاومت كنند.
پايه هاي چوبي و سيم: هزينه اين نوع حصارها كمتر است. ممكن است رديف بالا را نرده چوبي استفاده كرد و يا سه يا چهار رديف
سيم از روي هر پايه عبور داد . سيم ها بايد به خوبي كشيده شده و روي هر يك از پايه ها محكم شوند . ارتفاع سيم رديف زيرين از زمين در حدود 45 سانتيمتر است تا اسب نتواند دست و پاي خود را از زير رد كرده و گير بيفتد. اگر ارتفاع سيم زيرين بيش از حد باشد ، ممكن است اسب سر خود را هم از زير آن رد كند .
حصار هاي الكتريكي: اين نوع حصارها بيشتر براي تفكيك استفاده مي شود و زماني كاربرد دارد كه اسب از وجود آن آگاه بوده و به عملكرد آن پي ببرد .
در اين نوع حصارها احتمال خطر براي انسان و بخصوص اطفال وجود دارد . بهترين روش نمايان كردن چشم انداز آنست كه در فواصلي علامتي از پارچه يا پلاستيك به آن وصل مي كنند .
درختچه
اين نوع حصار بايد به اندازه كافي انبوه باشد تا امكان فرار را از اسب بگيرد و در عين حال بايد در تعبيه درختچه هائي استفاده كرد كه سمي نبوده و تيغ و خار آنها اسب را به خطر نياندازد . از اين نوع حصارها بعنوان سرپناه هم مي توان استفاده كرد .
ديوار
عرض و ارتفاع اين ديوارها بايد طوري باشد كه هم جلوي پريدن اسب از روي آنها را گرفته و هم در اثر لگد زدن نريزد .
حصارهاي نامناسب عبارتند از :
حصارهاي توري
اين نوع حصارها اسب را ترغيب مي كنند كه دست يا پاي خود را داخل آن فرو كرده و گير بيفتد.
ويا حصارهائي كه پايه هاي نرده مانند نوك تيز دارند و نرده هاي آن هم سيمي است ، سرهاي نوك تيز پايه هاي اين نوع حصارها اسب را زخمي ميكنند.
سيم خاردار
از اين نوع حصارها در اغلب مراتع استفاده مي شود . اگر اسب خود را براي خاراندن به خارهاي اين سيم بمالد زخمي مي شود . اگر از اين نوع حصار استفاده كرديد بايد از استحكام سيم ها بطور دائم اطمينان داشته باشيد. سيم ها بايد محكم و كاملا كشيده شده باشند . اگر سيم از جاي خود رها و آزاد شود ، به دو ردست و پاي اسب پيچيده و آن را به شدت زخمي مي كند. اطراف خارجي حصار هم بايد بطور دائم مراقبت شود تا علوفه در دسترس اسب به هنگام كشيدن سرش به بيرون براي چريدن آنها سمي نبوده و آسيب رسان هم نيستند. هر نوع نارسائي در حصار بايد به فوريت برطرف شود .
دروازه
دروازه بايد به اندازه كافي عريض باشد تا اسب ها و خودروها يه راحتي از آن عبور كنند و همواره در شرايط مناسب باشد تا در استفاده از آن به زحمت نيفتيم . دروازه بايد طوري تعبيه شود كه انسانها به عبور از روي آن تشويق نشوند . اينگونه دروازها گاهي از لولا و يا از جا در رفته غير قابل استفاده مي شوند . چفت ها بايد بالا و پائين تعبيه شود تا در لنگر نياندازد.
موقعيت قرار گرفتن درب ورودي براي دسترسي بسيار اهميت دارد . درب ورودي كه رو به جاده اي پر رفت و آمد تعبيه شده چندان قابل توجه نيست . براي عبور و مرور اسبها ايجاد خطر كرده و دزدي اسب را هم ساده تر مي كند .
دسترسي به درب ورودي بايد راحت ، ساده و داراي امنيت كافي باشد .
Dariux
01-21-2006, 08:13 PM
رفتار با اسب :
اصول كلي رفتار با اسب:
رفتار خوش ، ارتباط و انضباط اصول ، خوش رفتاري ، ارتباط و انضباط ، به همان اندازه كه در رفتار انسان با ديگر انسانها داراي اهميت است درمورد رفتار با اسب نيز داراي جايگاه خاص خود مي باشد
خوش رفتاري:
همانگونه كه بازتاب رفتاري انسان ها نمودار تربيت آنها ست رفتار اسب ها نيز نشان دهنده نوع تربيت آنهاست . اسب ها به طور كلي نه فقط به پرستارشان وابسته هستند بلكه نسبت به رفتار و خصوصيات اخلاقي پرستار ، مراقب يا سواركارشان نيز از خود حساسيت نشان مي دهند.
به عنوان مثال ، مالك يا مراقب يا سواركار بد اخلاق اسبي شرور تحويل مي دهد كه بد نام شده و طالب همانگونه رفتار است .
اسب براي خوش رفتاري بايد آموزش داده شود و ساده ترين اين آموزش ها عبارتند از :آرامش كامل به هنگام تيمار ، بلند كردن دست و پاها با آرامش براي نظافت و اگر سوار خواست سوار شود ، ايست و بي حركت ماندن پس از استقرار كامل سوار روي زين و به فرمان او حركت كند . هر آنكس كه با اسب سرو كار دارد بايد خود بياموزد كه چگونه خوش رفتاري را به اسب آموزش دهد .
ارتباط:
آنهائي كه با اسب سرو كار دارند بايد بياموزند كه در امر آموزش مثبت بوده و كارشان تداوم داشته باشد اگر خواسته هاي آموزش دهنده مبهم و متغيير باشد اسب به سرعت سردرگم مي شود . بنابر اين لازم است بدانيم كه چه نكته اي را چگونه بياموزيم و اين امكان پذير نيست مگر روش صحيح كار با اسب را آموخته و به هنگام كار با او كاملا متكي به نفس باشيم .
انضباط و تشويق:
به هنگام كار با اسب انضباط اهميت خاصي دارد . اگر حركتي غلط را اصلاح كرده و حركت صحيح را پاداش بدهيم ، اسب به زودي در مي يابد كه كدامين حركت ها صحيح است و سعي در تداوم آنها خواهد داشت . به اين نحو اسبي خوش رفتار خواهيد داشت كه به داشتن او افتخار مي كنيد و نتيجه اش زندگي بهتر براي اسب است . اسب نيازمند پرستاري مسئولانه و مهربانانه همراه با قاطعيت است تا نظم پذير شود .
اين موجودات وحشي ، علي رغم اينكه هزاران سال است كه اهلي شده و تحت تربيت قرار گرفته اند ، همچنان غرايز اجدادي خود را حفظ كرده اند. اسب نه فقط مي تواند تو سري خور و عصبي با شد بلكه مي تواند به موجودي كاملا شرور و موذي تبديل شود . چه بسا كه پي آمد نگهداري و تربيت غلط و عدم انضباط واكنش هاي خطرناكي باشد .
اسب نبايد اجازه داشته باشد رفتار غلط را ادامه دهد كه در اين صورت به سرعت چگونگي تداوم آن را آموخته و آنرا جزو عادات خود قرار مي دهد .
حركت غلط اسب يابد قاطعانه و با صدائي كمي بلند سرزنش شود . اغلب اين روش موثر مي افتد ، ايجاد كمي تفاوت در صدا و قاطعانه بيان شدن آن كافي به نظر مي رسد . اگر تربيت كننده اي به طور دائم بر سر اسبش فرياد بكشد فقط او را ناراحت كرده و خودش هم به نظر مي رسد احمق و يا بد اخلاق باشد . خلاصه اينكه سرزنش مداوم بيهوده است و اسب به صداي بلند خو گرفته و برايش عادت مي شود .
اگر صداي قاطع و كمي بلند موثر نيافتد ، ضربه هاي كف دست روي گردن ، كپل و در صورتي كه گاز مي گيرد روه پوزه لازم است. تنبيه بايد بلافاصله باشد تا اسب دريابد كه از او چه مي خواهند .
به محض اينكه اسب درسش را آموخت دادن پاداش واجب مي شود كه مي تواند ضربه هاي ملايم كف دست روي گردن ، صدائي مهربان و يا حبه اي قند باشد .در اين صورت او پي مي برد كه پي آمد رفتار صحيحش خوش رفتاري است . اسبها موجوداتي دوست داشتني هستند كه براحتي با انسان دوست شده و خوش رفتاري اعتماد آنها را جلب كرده و متكي به نفس مي شوند و خوش رفتارتر شده و به موجوداتي دوست داشتني تبديل مي شوند .
روان اسب ها در كره گي نسبتا پاك است و رفتار آنها در آينده پي آمد چگونگي خوش و يا بد رفتاري آنها در طول دوران نگهداري آنها است .
چگونگي رفتار با اسب :
همانگونه كه گفته شد ، اين روش هدفش استحكام پايه هاي ايمني است ولي در اين مقوله و ضمائم آن هدف روش برخورد ، كار كردن با اسب و نحوه رفتار با اوست .
اسب موجودي زنده داراي صفات ويژه و غرايزي است كه بر روي واكنش ها اثر مي گذارد . اسب ها همانند انسانها رابطه علت و معلولي برقرار نكرده و منطق خاصي حاكم بر رفتارشان نيست . از آنجا كه اسب از ابتدا شكار بوده نه شكارچي زمينه هاي رشد غرايز و احساسات آنها بيشتر در سمت مظلوم واقع شدن بوده است تا موجودي مهاجم .
هنوز هم بيشتر سازه كارهاي اسب دفاعي است كه اغلب در زمينه كار با اسب بازدهي مفيدي دارد. با اين وجود بايد به خاطر بسپاريم كه همواره رفتارهاي اسب غير قابل پيش بيني است كه امكان دارد به جراحت و يا مرگ منتهي شود . حتي در كنار اسب كاملا قابل اعتماد احتياط را از دست ندهيد .
نگهداري صحيح در توسعه شخصيت اسب از اهميت خاصي برخوردار است . به عنوان مثال اگر تنگ اسبي به ناگهان و يكباره سفت كشيده شود ، پوستش را به درد آورده و نمي تواند برگردد و به شما بگويد كه ببخشيد ، تنم درد گرفت ، او مي تواند دندان قروچه اي كرده و يا دست و پايش را بلند كند . روش ارتباطي او منحصر به تظاهرات اندامي اوست . اگر رفتاري خشونت آميز با او تداوم داشته باشد او نا اميد شده و قدرت خود براي جلوگيري و يا رفع آن استفاده خواهد كرد
چگونگي نزديك شدن به اسب در اصطبل:
مي بايست به صراحت گفت كه اسب درون اصطبل حالت به تله افتادن را دارد اگرچه نمي توان گفت كه همگي هم اين چنين برداشتي دارند ولي امكان دارد كه اسبي عصبي ، شرور و يا به شدت عصباني در چنين شرايطي واكنش از خود نشان دهد. حتي ممكن است اسبي بسيار خوش اخلاق هم به خصوص به هنگام خوراك دادن نخواهد كه خلوتش آشفته شود . همواره به آرامي از طرفين و سمتي كه فضا باز تر است به اسب نزديك شويد. فرياد كنان و دوان دوان و جست و خيز كنان به اسب نزديك شدن فقط او را سرآسيمه مي كند . به آرامي با اوصحبت كرده و ترجيحا نامش را صدا كنيد .
در نزديك شدن به اسب غريبه از حمله ناگهاني او بر حضر باشيد . خوشبختانه اين عمل از تعداد كمي اسب سر مي زند ولي بهتر است در برخورد با اسب غريبه نكات ايمني را رعايت كرد تا متاسف نشد . دست دراز كردن از روي درب اصطبل براي نوازش اسب برايش تعجب برانگيز است و ممكن است واكنش او نسبت به اين حركت حمله به طرف در و يا فرار به طرف ديگر اصطبل باشد .
به دلیله زیاد بودنه نوشته در چند بخش پست میشود
Dariux
01-21-2006, 08:15 PM
رفتار شناسي اسب:
بنظر مي رسد گله هاي رميده و يا در حال چراي اسب نقاشي شده در دشت هاي دور دست ، آنچنان قرابتي با اسبهاي اهلي درون اصطبلها كه ايام را به خوردن ، كاركردن و يا چريدن در پادكها مي گذرانند را نداشته باشند . علي رغم اينكه تا چه اندازه اين اسبها اهلي و رام شده باشند، اعمال و رفتارشان را از اجداد وحشي خود به ارث برده و حفظ كرده اند .
اگر با اسب سر و كار داريم بايد بر رفتار او اشراف داشته باشيم تا از واكنش هاي او در قبال محرك هاي خاص آگاه بوده و زبان گوياي اندام او و اصوات هشدار دهنده اش را هم بدانيم . عمده دليل بر اين آگاهي ، ايمني است براي اجتناب از هر گونه خطر و يا آسيب احتمالي. ديگر ويژگي اين آگاهي حفظ سلامت جسم و روان اوست كه به موقع از بيماري و يا ناخشنودي او مطلع شده در پي رفع آن برآييم .
روش طبيعي زندگي اسب :
امروزه گله هاي اندكي آنهم در دور افتاده ترين نقاط كره زمين به زندگي ادامه مي دهند . در اين روش زندگي طبيعي و آزادانه ، آنها چراگاهها ، سبزينه زارها ، بوته زارها را براي پيدا كردن آب و غذا درمي نوردند . زندگي در گله حافظ امنيت آنها است و اين گله را سيلمي برتر محافظت مي كند و احتمال خطر قريب الوقوع را هشدار مي دهد .
اسب وحشي بايد واكنش هاي سريعي داشته باشد تا بتواند به زندگي ادامه دهد . كره هاي نو زائيده شده بايد به سرعت سرپا بايستند تا اگر گله رميد ، آنرا همراهي كنند . اسب فقط به هنگامي كه گير مي افتد با لگد ؤ سر دست زدن و يا گاز گرفتن به دفاع بر مي خيزد. ضامن تنازع بقا در اسب شنوائي خوب ، ديد وسيع و سرعت در فرار به هنگام لزوم است .
هنوز هم بسياري از ويژگي هاي و غرايز اسب هاي وحشي در اهالي هاي امروزي به چشم مي خورد براي اطلاع از واكنش هاي خاص اسب بايد اين غرايز و ويژگي را بشناسيم .
وجوه تمايز – مشخصات:
اسب داراي وجوه تمايز و مشخصاتي است كه بخشي از طبيعت او هستند . رفتار و روش متمايز زندگي اش او را از ساير موجودات متمايز مي كند .
اجتماعي بودن :
اسبها به زندگي در كنار يكديگر و گاهي در كنار ديگر حيوانات نيازمندند. از زماني كه اسبها به وسيله شكارچيان شكر مي شدند. زندگي گله وار امنيت آنها را ضمانت مي كرده است چرا كه تعدد ، شانس بقاء را بيشتر كرده ، امنيت بخش بوده و فرار را تسريع مي كرده است .
ممكن است در اغلب اوقات اسبها را در حال نزاع و درگيري با يكديگر ببينيم . كه اين ناشي از خصيصه اجتماعي بودنش است و تنهائي او را خمود و كج خلق مي كند . اگر اسبي در محوطه اي محصور به تنهائي رها شود ، به وضوح ديده مي شود كه سرآسيمه و شيهه كشان به اين طرف و آن طرف دويده و حتي از نرده ها مي پرد تا خود را به ديگران و در كنارشان برساند . بعضي از اسبها از بودن در كنار حيواناتي مثل گاو و گوسفند هم راضي به نظر مي رسند ولي به ندرت تنهائي را دوست دارند .
اين خصيصه اجتماعي بودن ، گاهي موجب دردسر سواركاران سوار بر اسب هاي جوان و يا به خوبي تربيت نشده مي شود. ممكن است اسب ميل به سواري دادن نداشته و يا سوارآنچنان قاطع نباشد كه او را وادار به ترك گروه و يا خروج از محوطه اصطبل نمايد . از طرف ديگر ممكن است از اين خصيصه در جهت خواسته سوار بهره برداري كرد ، يعني جواني نه آنچنان مشتاق را سوار بر اسبي پير و آموخته به حركت در مسيري از مسابقه پرش واداشت .
پرسه زني :
اسب ها در طبيعت به دنبال غذا از مرتعي به مرتع ديگر پرسه زده و چرا مي كنند. بيشتر اسب ها امروزه در حصارها نگهداري مي شوند ولي اين خصيصه را همچنان حفظ كرده اند. ممكن است اسبي در حال چريدن در محلي ناگهان به محل ديگري نقل مكان كند. نكته جالب ، غريزه ميل به منزل است كه در اسبهاي اهلي همچنان به قوت خود باقي است . چه بسا اتفاق افتاده كه اسبي رم كرده باسوار يا بدون سوار راهي منزل شده و حتي اگر سوار راه را گم كرده باشد اسب او را به طرف آن رهنمون كرده است . اسبها هميشه با شلنگهاي كشيده تري به طرف منزل حركت مي كنند.
چرنده:
اسب چرنده ايست كه از هر نوع سبزينه اي تغذيه مي كند . او در 24 ساعت بين 16 تا 20 ساعت بطور پيوسته و كم كم مي چرد و زمان استراحتش كوتاه است . اين نحوه چراي كم كم ، پيوسته خوردن ناميده مي شود كه در اين صورت نحوه تغذيه اسبهاي اهلي كه علوفه مخصوص و در دفعات خاص چرانده مي شوند با اين غريزه متفاوت است .
ساز و كار دفاعي :
بيشتر واكنشهاي اسبها بازتاب اين حقيقت است كه آنها قرباني شكارچيان بوده اند. وسيله دفاعي آنها به ترتيب اولويت فرار و سپس جنگ است. اولين واكنش فرار است و در صورت گير افتادن به لگد پراني ، جفتك اندازي و الاكلنگ و سردست زدن مي پردازند ، كه در اين حالت از ضربات دست همانند پا استفاده مي شود .
كنجكاوي:
اسبها شديدا كنجكاوند و اغلب براي كشف غير معمول ها به اين طرف و آنطرف سر مي زنند ، از اين خصيصه مي توان براي به دام انداختن اسبهاي دست نيافتني در مزارع استفاده كرد .
قانون سلسله مراتب :
به طريق اولي اسبها آزادي خواه نيستند و به همين دليل به هنگام زندگي آرام و در صورت هجوم دسته اي گرگ وقت را براي شور درباره فرار كردن يا نكردن تلف نمي كنند. در اين حالت به تبعيت از رهبري سيلمي قالب ، پا به فرار مي گذارند. اين سيلمي محافظ گله و راهنماي آنها به طرف آب و علوفه است . در بيشتر اوقات اين نقش رهبري را براي اسبهاي اهلي ، انسان عهده دار مي شود. در گله اسبهاي وحشي سيلمي و يا ماديان قالب عهده دار رهبري است كه اين رهبريت تحت قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب قدرت صورت مي پذيرد و براي عهده دار شدن اين نقش قدرت و قاطعيت نقش اساسي ايفا مي كند .
قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب برداشته شده از قانون حاكم بر جوامع ماكيان هاست كه با نوك زدن به يكديگر برتري خود را به رخ كشيده و ضعيف تر تسليم شده و تمكين مي كند.
تقليد:
اسبها از يكديگر تقليد كرده و از همين طريق عادات بد از قبيل تيك و اين پا و آن پا كردن را فرا مي گيرند .
حافظه قوي:
حافظه اسب به خصوص در مورد تنبيه ها دردناك بسيار قوي است . اگر در مقاطعي از طول عمر تربيتي با او بد رفتاري شود ، در شرايط مشابه او تبديل به موجودي ناخوشايند خواهد شد و بنابراين خوش رفتاري با او از همان بدو شروع به كار و نوجواني داراي اهميت بسزائي است .
فهرست صفات ويژه براي به خاطر سپاري: زندگي اجتماعي (گله) ، چرنده ، پرسه زن ، تقليد كننده ، كنجكاوي ، حافظه برتر ، فرار كننده و جنگنده ، تابع قانون اطاعت برتر .
Dariux
01-21-2006, 08:17 PM
غرايز:
اسبها داراي رفتارهاي غريزي قوي اي هستند . اين غرايز ارثي اند ، كه بصورت بازتاب هاي احساسي به شرائط و عوامل تاثيرگذار تجلي مي كنند . اين بازتاب ها را مي توان در اندام يا بيني آنها مشاهده كرد.
ترس:
در فضاي باز اسب ترسيده رم ميكند. او به سرعت به دور خود مي چرخد و بعد فرار مي كند . گاهي ديده مي شود كه پديده اي باعث فرار او شده او رميده و سپس بازگشته و به آن خيره شده است. اگر پديده آنچنان تهديد كننده نباشد . او با سر به پائين كشيده شده و فرنه كنان در حاليكه همچنان خود را آماده فرار كردن نگه مي دارد ، به موضوع نزديك مي شود .
در حال سواري ممكن است صدائي و يا حركتي ناگهاني اسب را به جهيدن به طرف مخالف آن وادارد كه اگر خطر ادامه داشته باشد ممكن است به سرعت چرخيده و رم كند.
در اصطبل اسب تا حد ممكن خود را از موضوع مورد ترس دور نگه مي كند و به گوشه اي از آن پناه مي برد. سر را بالا ميگيرد ، مورد ترسناك را با چشماني از حدقه درآمده و خيره مي نگرد ، پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كند ، گوشهايش سيخ و جنبنده اند تا هر صدائي را با سرعت بشنوند. بدن خود را در امتداد موضوع ترسناك نگه داشته و تا مي تواند آن را بالا كشيده و عضلات خود را منقبض مي كند .
عصبيت :
سر را بالا گرفته چشمان را از حدقه بيرون زده و هوشيارند. پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كشد يا صدائي خرخر گونه از بيني خارج مي كند. گوشهاي سيخ ، جنبان و حساسند. اندام كشيده شده و منقيض آماده فرار. اسب ممكن است بلرزد ، رعشه بگيرد و يا عرق كند. ضربان قلبش تندتر مي شود و به تناوب پهن مي اندازد.
خشم:
اسب عصباني سرش را كمي پائين مي گيرد . گوش ها را به عقب مي خواباند. گردن را به جلو مي كشد. چشمان تنگ مي شوند ، لب ها را براي نشان دادن دندان ها از هم باز مي كند. حالت پرخاش جويانه به خود مي گيرد و عقب خود را به طرفين مي چرخاند. ممكن است سعي كند لگد زده و يا گاز بگيرد.
درد:
ضربات دردناك اسب را مي رماند . اگر گير بيافتد ، گردنش افراشته چشمان تنگ و ممكن است سردست زده لگد بزند و يا گاز بگيرد .
مهمترين بازتاب ضربه هاي دردناك ماندگاري و خاطره ناخوشايند آنست كه ممكن است نه فقط رم كند بلكه با الاكلنگ و يا سردست زدن سوار را به زمين بزند. الاكلنگ واكنشي است در قبال خطري از پشت ، كه ممكن است ناشي از پريدن گرگي درند بر پشت اسبي بوده باشد. الاكلنگ را مي توان نشاني از شادي يا هيجان هم دانست .
خوشنودي:
اسب در اين حالت در آرامش كامل و راحت ، عضلاتش شل ، پوستش شفاف است . گوشهايش به آرامي در جستجوي صدا مي جنبند.
ناخشنودي :
اسب در اين حالت در خود فرو رفته ، خمود ، بي روحيه ، بي حال است و يا برخوردي خصمانه دارد. سرش پائين ، چشمان بي حال و نگاه خسته ، گوشها افتاده و پوستش كدر است . ادامه اين حالت اسب را به ناهنجاري هاي درون اصطبل و يا پرخاش جوئي مبتلا مي كند.
توجه جلب شده:
گردن كماني ، پره هاي دماغ گشاد ، گوشها جنبان ، بدون انقباض ، چشمان براق ، پوزه به جلو كشيده شده و كنجكاو .
هيجان زده :
سر بالا گرفته مي شود ، تنفس تند ، پره هاي بيني باز و فرنه كنان ، گوشها سيخ و چشمان براقند. اسب ورجه ورجه كرده و احتمالا الاكلنگ مي كند ، بدن هوشيار ، دم سيخ و ممكن است عرق كند .
شرارت:
گوشها به عقب ولي نه كاملا خوابيده ، چشمان تنگ با نگاههاي معني دار ، پره هاي دماغ بسته ، اسب ممكن است لگد گاوي و يا از عقب بزند .
بازيگوشي:
ممكن است با دست زمين را بكند . به سرعت حركت كرده ، دويده شلنگاهيش كوتاه باشد و الاكلنگ كند كره ها بيشتر بازي مي كنند ولي اسبهاي مسن هم گاهي از بازيگوشي غافل نيستند.
هوشياري:
گوشها سيخ و جنبان ، چشم ها شفاف و هشيار ، بدن بدون انقباض ولي آماده است .
نبرد بر سر قلمرو:
ممكن است ، با گردن كشيده شده ، به پائين باشد و يا با گردن كماني به بالا نگه داشته شود. دندان ها ممكن است نمايان و لب ها تهديد كننده باشند ، گوشها كاملا به عقب خوابيده ، چشمها تنگ و تهديد كننده . بدن كشيده و تهديد كننده ، گاهي با دست زمين را مي كنند . يا عقب خود را به طرفين مي چرخانند و آماده لگد زدن هستند .
اصوات:
صداي اسب مي تواند مبين احساسات دروني او و يا عملي باشد كه در شرف انجام آن است .
شيهه:
براي دعوت اسب هاي ديگر و يا وسيله ايست براي جلب توجه ، اغلب اين صدا به هنگام جدا شدن كره از مادر شنيده مي شود .
شيهه ملايم :
اين نوع صدا به هنگام هيجان و يا ايجاد تنشي شنيده مي شود
هرهر:
دعوت از اسبي در نزديك . اظهار آشنائي با شخص نزديك شونده و اظهار خوشحالي . به خصوص به هنگام دادن خوراك لذيذ.
صداي خارج شده از دماغ:
نشان دهنده هيجان ، خوشحالي است . ممكن است به عنوان اولين علائم ترس هم شنيده شود و يا اسب خواسته باشد دماغ خود را تميز كند .
شيهه جيغ مانند:
نشان دهنده خشم ، پرخاش جوئي ، ترس و درد است .
فرنه:
به هنگام تعيين قلمرو و بو كردن پهن به گوش مي رسد.
Below:
نسق گيري ، معمولا به هنگام درگيري سيلمي ها شنيده مي شود.
جيغ:
صداي ماديان به هنگام فحلي و كره ها به هنگام بازي است و ممكن است مادياني به هنگام تنبيه كره اش هم اين صدا را خارج كند .
آه:
صدائي كه مي تواند نشان دهنده رضايت كامل و يا خستگي باشد .
سواركاران ، پرستاران و اسبداران پس از مدتي كه با اسب سر و كار داشته باشند با اين صداها به خوبي آشنا شده و آن را به عنوان زبان و بيان اسب تلقي مي كنند . به عنوان مثال مراقبي با شنيدن صداي جيغ از داخل پادوك اطمينان پيدا مي كند كه درگيري اتفاق افتاده است .
Dariux
01-21-2006, 08:20 PM
توليد مثلجفت گیری و زایش
بهتر است كه همة اسبداران تا حدي از توليد مثل اسب آگاهي داشته باشند. بيترديد امروزه بر شمار علاقمندان به پرورش اسب بويژه پوني، افزوده ميشود. اغلب، پس از اينكه فرزندان خانواده دوران خردسالي را پشت سر مي گذارد، اين پرسش مطرح ميشود كه با پوني چه بايد كرد. پوني را مي توان فروخت، ولي معمولاً تا آن موقع به صورت عضوي از خانواده درآمده و هيچكس تمايلي به فروش آن ندارد. اگر ماده باشد، نخستين كار بارور كردن اوست.
نخستين سؤال اين است كه بايد از چه سيلمي استفاده كرد؟ طبيعي است شما نرياني خوش تركيب و خوش ركاب را بر ميگزينيد، ولي مهمتر از هر چه ديگري خلق و خوي نرياد است. هيچگاه نبايد از يك نريان بداخلاق براي اين كار استفاده كرد؛ چرا كه تقريباً همواره اين عيب بزرگ از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشود. يك پوني بدخلق و شرور نه تنها باعث دردسر است، بلكه ميتواند خطري جدي براي مربيان و همچنين بچهها به شمار آيد.
پس از انتخاب نريان مناسب، اين سؤال پيش ميآيد كه جفتگيري چه زماني بايد صورت بگيرد؟ در مورد اسبهاي اصيل كه به منظور شركت در مسابقات اسب دواني پرورش داده ميشوند، بهتر است كره اسب تا حد امكان نزديك به آغاز سال ميلادي (دي ماه) به دنيا آمده باشد اين بدان علت است كه در اسبهاي تروبرد سن كره را از دي ماه هر سال حساب ميكنند. (در ايران بهار مبناي محاسبه است)، اگر اسب شما در گروه اسبهاي دو ساله در مسابقه شركت كند، همواره اين يكي دو ماه بالاتر بودن سن اسب يك مزيت مي باشد.
اما در مورد پونيها و اسبهايي كه به منظور كار در مزرعه و يا شكار از آنها استفاده ميشود، اين موضوع مصداق نداشته بهتر است كرة آنها زماني متولد شد كه هوا خوب و چراگاه سرسبز است؛ يعني بسته به اينكه در جنوب يا شمال كشور هستيد، كره در فاصلة بين نيمة اول ارديبهشت ماه تا اوايل تيرماه به دنيا بيايد.
طول دورة آبستني، يعني مدتي كه كره در رحم مادر قرار دارد (فاصلة بين جفتگيري ماديان و تولد كره اسب)، تقريباً يازده ماه است، هر چنئ كه موارد معدودي ممكن است كره يك يا دو هفته زودتر يا تا يك ماه ديرتر متولد شود. بنابراين اگر ميخواهيد كره در ارديبهشت ماه به دنيا بيايد، بايد جفتگيري در خردادماه انجام شود.
ماديان هر سه هفته يك بار فحل ميشود و به مدت دو يا سه روز فحل ميماند و تمايل به جفتگيري با نريان را از خود نشان ميدهد. طي اين مدت، در بدن ماديان، سلول جنسي ماده يا تخمك از تخمدان آزاد ميشود. آبستني مستلزم تركيب اين تخمك با اسپرم نريان است.
سلولهاي جنسي نر تقريباً بيست و چهار ساعت زنده مي مانند؛ چنانچه آنها در اين مدت با تخمك برخورد نكنند، جفتگيري بيحاصل خواهد بود.
بهترين زمان جفتگيري ماديان، ساعتهاي پايان دورة فحلي است. كه احتمال آزادشدن تخمك بيشتر از هر زماني ديگر است. البته بهترين و عمليترين شيوه اين است كه در اين مرحله با دامپزشك خود مشورت كنيد. چه بسا او تصميم بگيرد كه ماديان را از طريق مقعد معاينه كند و فوليكولهاي رسيدة تخمدانها را پاره كند تا اطمينان حاصل شود كه تخمك پيش از جفتگيري آزاد شده است.
بهتر است كه چهل تا شصت روز پس از جفتگيري دامپزشك خود را فرا بخوانيد تا از ماديان خون گرفته و آن را از نظر تأييد آبستني آزمايش كند. نمونة ادرار را نيز ميتوان سه تا چهار ماه پس از جفتگيري بدين منظور آزمايش كرد.
در طول مدتي كه ماديان آبستن است، بايد به خوبي نگهداري شود و از تغذية مناسب هم برخوردار باشد تا كره اسبي سالم و نيرومند داشته باشيد.
زمان زايمان در ماديان
با فرا رسيدن زمان زايمان، پستان و رگهاي آن رفته رفته متورم ميشود. مادهاي براق در نوك پستانها شكل مي گيرد و چه بسا شير از آنها جاري شود. ولي، با وجود اين نشانه هاي كلي، پيشگويي زمان دقيق زايمان در ماديان بسيار دشوار است. ماديان اصلاً دوست ندارد كه كسي او را در حين زايمان تماشا كند و لذا اغلب در طول شب كرة خود را به دنيا ميآورد. در واقع، من خود، افراد بسياري را سراغ دارم كه شبها و هفتههاي پياپي چشم بر هم نگذاشتهاند تا شاهد زايمان ماديان باشند موفق نشدهاند. چه بسا خواب آنها را فرا گرفته يا براي نوشيدن فنجاني قهوه محل را ترك كردهاند و وقتي بازگشتهاند كره اسب را در كنار مادرش يافتهاند.
زماني كه زايمان ماديان آغاز ميشود، روندي بسيار سريع دارد و اگر همه چيز به خوبي پيش رود، از ابتدا تا انتهاي آن بيش از پانزده تا سي دقيقه به دراز نميكشد.
زايمان در اصطبل يا در چراگاه
در اين رابطه، قاعده مشخصي وجود ندارد و بيشتر به سليقة صاحب اسب بستگي دارد. پس از تولد كره، جفت – پرده أي بزرگ به رنگ قرمز يا شكلاتي كه كره را پيش از تولد احاطه كرده هم بايد توسط ماديان دفع شود. (تصوير پنج). چنانچه اين عمل تا دو ساعت پس از زايمان انجام نشد، آنگاه بايد بي درنگ دامپزشك خود را فرا بخوانيد. چنانچه جفت در رحم ماديان بماند، به عوارضي حاد و اغلب كشنده همچون التهاب رحم، التهاب نسج مورق سم، پنوموني و مسموميت خوني ميانجامد
Dariux
01-21-2006, 08:22 PM
گزینش اسب
اسبهايي كه اشكال اندام و يا اخلاقي دارند:
درچندين سال گذشته توليد اسب پيشرفت شاياني كرده است. اسبهاي ورزشي امروزه از كميت قابل توجهي برخوردارند. عليرغم اين نكات بايد بدانيم كه هيچ اسبي كامل نيست. همه آرزوي داشتن اسبي كامل داريم، ولي پيدا كردن آن چندان هم ساده نيست. هنر تربيت اسب پي بردن به تواناييهاي بالقوه اسب و پرورش آن تا حد ممكن است .بايد بدانيم كه چگونه و تا چه اندازهاي ميتوانيم به نقائص اخلاقي و اندامي اسب پي ببريم. اين آگاهي نياز به تجربهاي گران و كار كردن سالهاي متمادي با اسبهاي مختلف دارد.
بايد بدانيم كه تربيت هر اسب با اسب ديگر متفاوت و داراي راز و رمز خاصي است. ولي چهارچوب كلي آن همين اصول اوليه تربيت اسب است كه دربارهاش بحث كرديم. به هرحال روشهايي وجود دارند كه درباره نحوه كار با اسبهايي كه خوش اخلاِق نيستند و نقصي در اندامشان وجود دارد، بحث ميكنند. معني اين بحث اين نيست كه مباني اصول اوليه ناديده گرفته ميشوند بلكه عليرغم مشكلات، فقط ممكن است اين اصول جابهجا شوند.
بداخلاقي:
اسب با خصوصيات اخلاقي و اندام خاصي خود به دنيا ميآيد. با استفاده از اصول صحيح آموزش و محيط سالم ميتواند اسب را براي سواري دادن به كار كشيد. از طرف ديگر چنانچه روش آموزش و نگهداري غلط در پيش گرفته شود، نتيجه عكس آنچه گفته شد خواهد بود. اصلاح مشكلات طبيعي اسب مشكل است. تجربه ثابت كرده است كه عليرغم صرف وقت و تلاش مضاعف چنانچه موفقيتي مناسب بهوجود آيد مشكل نهفته خودنمايي خواهد كرد.
اسب عصبي:
اين گونه اسبها در روبرو شدن با موقعيتهاي غيرمعمول از قبيل صداي غريب، و حركتهاي سريع و يا پرچم رم ميكنند: اين گونه اسبها در اثر كار دقيق و نگهداري صحيح و حوصله آرام ميشوند. اگر اسب در حركت عصبي است و يا از اشياء روي زمين رم ميكند، كار بسيار مشكل خواهد شد. تجربه من نشان داده كه اين گونه اسبها هرگز كاملاً آرامش پيدا نميكنند. مربي فقط بايد محدوديتها را در نظر بگيرد و برعكس حساسيتهاي زيادي و يا عصبيتهاي خاصي ميتواند مورد استفاده قرار بگيرد. خود من ترجيح ميدهم با اسبي سرحال، اگر چه كمي عصبي و نگران كار كنم تا اسبي تنبل. اسب عصبي براي سواركاري با حوصله بدون حركت اضافه و آرام روي اسب، هديهاي آسماني است. چنين اسبي كمترين اثرها را نياز دارد و سوار هم كه آرامش خود را روز او حفظ ميكند و زماني ميرسد كه اسب اثر ساِق را پذيرفته و به جلو رانده ميشود. در اين بازي برنده سواركار با حوصله است ولي سوار كار بيحوصله هيچگاه نبايد اسب عصبي سوار شود.
اسب تنبل:
اسب تنبل سوار را به جنون ميكشد. در ابتدا ميبايست پيبرد كه اسب ذاتاً تنبل است يا اين كه دلائلي باعث اين تنبلي است. به عنوان مثال، ممكن است اسب به آمادگي مطلوب نرسيده باشد. مثلاً چاقِ يا لاغر باشد، بيمار بوده و يا اثرهاي سوار را نميفهمد. بهتر است اسب تنبل را همراه با اسبي چالاك به صحرا ببريم. اگر او همچنان ميل به حركت نداشت، سوار اثرها را قويتر كند. و در موقع مناسب او ضربات مقطع و شديد شلاِق را به كار خواهد گرفت و اگر اسب به جلو پريد بايد او را نوازش كرد. اين تمرين بايد تا آن جا كه تكرار شود تا اسب منظور سوار را دريافته به سادگي به اثرها جواب دهد. مهم اين است كه سوار اسب را به حركت به جلو وادار كند. او ميبايست اين فشارها را به مرور كاهش دهد تا اسب را نسبت به آنها بيتفاوت نشود.
اسب كله شق:
اين گونه اسبي قادر به تحرك و اعمال قدرت است و مايل نيست آنها را در خدمت سوار كار بيتفاوت بگذارد. و نكته اين جاست كه اسب پي ببرد سوار آنقدرها خبره و مصمم نيست. اسب به سرعت به اين موضوع پي برده و سردست ميزند و مشكل بتوان اين حركت را از سرش انداخت. براي حل اين مشكل سواري مورد نياز است كه به زين چسبيده و بدون اين كه اسب اجازه نافرماني بدهد او را به جلو هدايت كند. به محض اطاعت اسب سوار بايد او را نوازش كرده و اطمينان اسب را جلب كند. به محض اين كه سوار احساس كند اسب ميخواهد رم كند و يا سردست بزند، بايد يكي از دستجلوها را كشيده و مانع حركت او شود و دقت كند كه حركت طولاني نباشد، چه ممكن است اسب روي سواركار به غلطد.
نامتناسب بودن اندام:
امروزه اسبهايي كه داراي مشكلاتي در اندام هستند به ندرت براي فروش به عنوان اسب ورزشي ارائه ميشوند. اگر اين عدم تناسب فقط مربوط به ضعف دست و پاها و مفاصل باشد، با مراقبت و پيگيري و حفاظت ميتوان اين نقاط ضعيف آنها را همراه با پرورش ساير اندامها پروراند. البته گفتن اين مطلب بسيار ساده و عمل آن بسيار مشكل است.
نامتناسب بودن گردن:
امروزه اين اسبها كمتر براي فروش ارائه ميشوند. اگر علاوه برنامتناسب بودن گردن فك پايين هم سنگين و بزرگ باشد، احتمال درست كردن چنين اسبي خيلي ضعيف است. بزرگي و سنگيني فك پايين به اسب اجازه نميدهد به آبخوري شود. چرا كه استخوان بزرگ فك پايين روي گردن فشار آورده و اجازه فعاليت را از آن ميگيرد. من پيشنهاد ميكنم با چنين اسبي ك
Dariux
01-21-2006, 08:22 PM
بعضي از اشكالات گردن مثل شكستگي از مهره سوم ناشي از دستهاي خشن سواركار است، به هنگام تربيت اسب جوان يا اسبي كه در اثر بدسواري خراب شده است، بايد پيرو همان اصولي بود كه اسب از عقب به جلو درست ميشود، نه اين كه روي سر و گردن او فشار آورده و آنها را از كار بياندازيم.
اسبهايي كه داراي گردن قوي مانندي هستند معمولاً برقرار تماس با دهان آنها مشكل است. براي تربيت اين گونه اسبها بايد تلاشي مضاعف داشت و برنامه آموزشي طولاني مدت و سخت از جهت سواركار - براي آنها در نظر گرفت. و اگر قصد داشته باشيم آنها را زود به بهرهبرداري برسانيم موجب شكستن گردن از مهره سوم ميشويم. وقتي كه اسب سرو گردن خود را جلو و پايين كشيده به دنبال آبخوري ميرود ميتوان آموزش او را ادامه داد. اگر از اسبي با اين خصوصيات خيلي زود بخواهيم سرو گردن را افراشته كند، عضلات ناحيه جدوگاه او لقتر شده و ديگر اصلاح نميشود.
اين نوع گردن انعطافپذير است ميتواند آن را جمع كرد و يا به طرفين انحناء داد كه باعث جابجائي گردن شده و شانه خارج را به طرف خارج متمايل ميكند. راندن اين گونه اسبها به جلو بسيار مهم است. اگر اسب آبخوري را قبول نميكند، آبخوري كلفتتري استفاده كنيد. در حركت روي قوسها اثرهاي دست و وزن و پاي خارج قويتر باشند. براي ريشهكني اين نقيصه بايد عضلات زيرين گردن را قوي كرد و با راندن اسب به جلو و واداشتن او براي كشيدن سرو و گردن به جلو و پايين اين امر ميسر است.
گردن گوزني: عضلات زيرين اين گونه گردن بسيار بزرگ هستند. براي اسبي اين چنين كشيدن گردن بسيار مشكل است. بايد عضلات زيرين گردن را آب كرده و عضلات بالائي را پرورش دهيم و ميتوان اسب را با بغل بندهايي كه پايينتر بسته شدهاند و يا تعليمي ثابت كه سر او را پايين نگه ميدارد سوار شد. اين گونه اسبها كمر منقبض دارند. كار روي كاوالتي و پرشهاي ژيمناستيكي براي نرم كردن كمر آنها بسيار مفيداند.
شكل غلط كمر: اسبهايي كه طول كمر آنها - كوتاه يا بلند - غلط است همواره از آن دستهاي نيستند كه براي كار مشكل داشته باشند. اسبهايي كه كمر آنها بلند است معمولاً خوش سواري هستند. اگر عضلات كمر آنها بين جدوگاه و تهيگاه به خوبي پرورانده شده باشند، مشكلي براي كار نخواهند داشت و برعكس كمربلند و نرم مزيتي است براي تربيت او. به هرحال اگر كمر آنقدر بلند باشد كه پاها نتوانند خود را به مركز ثقل برسانند، طول گامها كوتاه شده و اين گونه اسبها براي درساژ مناسب نيستند، ولي براي پرش و سه روزه مناسبترند، چرا كه در صورت ارتكاب اشتباهي، از كمر خود به عنوان ستوني متعال كننده كمك ميگيرند. بايد به هنگام شروع آموزش چنين اسبي در نظر داشت كه، كمربلند را نميتوان با آموزش كوتاه كرد، فقط ميتوان با نيم توقف و حركتهاي انتقالي متوالي در تمرينها شلنگهاي او را كشيدهتر كرد.
كمر كوتاه: بديهي است كه پاي اين گونه اسبها به راحتي به زيرآمده و تجمع آنها سادهتر است. از طرف ديگر آنها همواره با مشكل كمر مواجهاند. كمر كوتاه نيازمند گردن بلند است تا به نرمش آن كمك كند. اگر طول گردن اسب بلند نباشد در عمل مشكل بتوان پاهاي اسب را به زير كشيد. اين گونه اسبها خوش سواري نيستند. اسبهاي كمر كوتاه فقط زماني به حداكثر توان ورزشي ميرسند كه سوار توجه خاصي به تمرينهاي به جلو و پايين كشنده مبذول كرده و دستهاي بسيار نرمي داشته باشد.
اسبي كهعقبش بلندترازجلوست:از آن جا كه اسبهاي جوان هنوز به كاملترين مرحله رشد نرسيدهاند، معمولاً عقبشان بلندتر از جلويشان است و در نتيجه وزن روي دستهايشان ميافتد. اگر پس از رشد كامل اين نقيصه برطرف نشود اين چنين اسبي براي درساژ مناسب نيست. براي پرش نميتوان آن را نقص به حساب آورد، چرا كه اسبهاي «هالاوآلا» برنده مدالهاي المپيك شدهاند.
در تمرينها نبايد از اين اسبها خواسته شود كه در زمان طولاني با سر پايين و كشيده حركت كننده، حتي در زمان استراحت هم بايد براي حفظ تعادل سرو گردن را كمي بالاتر بگيرند.
كپلهاي افتاد يا بُز كپل: زاويه مفاصل خرگوشي اين گونه اسبها حاده است و نميتوان آنها را آنقدر پرورش داد كه قوي شده و نهايت فعاليت را داشته باشند. آنها مناسب پرش نيستند و براي درساژ هم بايد با احتياط به طرف آنها رفت. اين چنين اسبهايي، پاهاي خود را به راحتي به زير ميكشند ولي فشار مضاعفي روي كمر خود وارد ميكنند كه مشكل زاست. آنها را همواره بايد با قدرت و حداقل تجمع به جلو حركت داد.
نقص در پاها: آموزش اين اسبها محتاطانه است. سوار كار بايد چگونگي كار با اين اسبها را دقيقاً برنامهريزي كرده باشد. هر دو نقيصه به يكسان فشار بيش از اندازه برروي مفاصل خرگوشي وارد ميكنند.
هر دو گونه بايد تمرينهاي تجمعي محدود داشته باشند. تجربه به من نشان داده كه با اسب مفصل گاوي ميتوان بيشتر كار كرد، چرا كه فرسايش اين نوع مفاصل كمتر از بقيه انواع مفاصل خرگوشي هستند.
با تمرينهاي روي دو محور و شانه به داخل ميتوان تعادل برقرار كرد، اما مشكل بتوان به درجاتي از موفقيت اطمينان داشت. در جائي كه ميتوان با اسب سالم كار كرد، بهتر است از كار كردن يا خريدن اسبهايي كه مشكل اندامي و اخلاقي دارند بپرهيزي
Dariux
01-21-2006, 08:24 PM
این یکی به درده مرفهانه بی آخ میخوره http://smilies.sofrayt.com/%5E/aiw/biggrin.gif
مقررات سواركاري
كليات :
1- مسابقه پرش با اسب نوعي امتحان براي اسب و سواركار در شرايط مختلف در مسيري از موانع است كه در طي اين آزمون آزادي ، انرژي مهارت و اطاعت اسب و همچنين قدرت سواركار سنجيده مي شود .
2- در طي يك مسابقه ممکن است سواركار بخاطر ارتکاب خطاهاي مختلف ، جريمه شود . بنابراين بسته به نوع مسابقه سواركاري كه كمترين خطا و يا كمترين زمان و يا بيشترين امتياز را كسب کرده برنده مسابقه است.
3- منظور نهائي ، يكنواختي و استاندارد نمودن مسابقات پرش با اسب نيست بلکه ايجاد جاذبه و تنوع يكي از مهمترين عوامل در ايجاد علاقه براي سواركار و تماشاچي است .
4- با توجه به اين مطالب يکسان بودن شرايط مسابقه براي کليه شرکت کنندگان ضروري است و راه رسيدن به اين هدف تهيه و چاپ قوانين و اجراء دقيق آن در حين مسابقه مي باشد .
5- سن اسبهاي شركت كننده در بازيهاي المپيك ، قهرماني جهان حداقل 8 سال است . اسبهاي شركت كننده در كليه مسابقات بين المللي ديگر بايستي حداقل داراي 6 سال تمام باشند.
مانژهاي پرش با اسب :
ميدان مسابقه پرش با اسب بايد محصور بوده و در هنگاميكه اسب داخل ميدان است بايد كليه وروديها و خروجي ها بسته باشند.
ميادين تمرين و مانع تمرين :
1-سواركاران تنها يكبار مجاز به آمدن به داخل مانژ مسابقه جهت بازديد مسير مسابقه هستند ( اين مسئله شامل باراژ نيزمي باشد ).
جازه ورود به ميدان جهت بازديد مسير توسط هيات داوران بوسيله تابلوي ( ميدان باز است )و يا بلندگوي عمومي به سواركاران اعلام مي گردد .
همچنين در مسابقات دو راندي كه راند دوم مسابقه متفاوت از راند اول است سواركاران مي توانند قبل از شروع راند دوم نيز مسير مسابقه را بازديد كنند.
2- برگزار كنندگان مسابقات در مانژهاي سرپوشيده در شرايط خاص بدليل محدوديت مکاني ممكن است اجازه تمرين در مانژ اصلي را بدهند .
3-در مواقعي كه ابعاد ميدان تمرين اجازه تمرين را ندهد يك مانع كه جزو مسير مسابقه نيست را مي توان در مانژ اصلي براي تمرين درنظر گرفت.
4- اين مانع مي تواند يك مانع عريض به ابعاد : 40/1 متر در ارتفاع و 60/1 متر در عرض و يا يک مانع عمومي به ارتفاع حداكثر 140 ( داراي پرچم قرمز و سفيد ) ياشد. شماره براي اين مانع گذاشته نمي شود . براي پريدن از اين مانع تنها دو بار مي توان سعي كرد و در صورت سعي بيشتر سواركار ممكن است جريمه نقدي يا محروم شود 5-سواركاران حق تلاش يا پرش از موانع مسابقه را درحين رژه قبل از مسابقه ندارند. انجام اين كار ممكن است جريمه نقدي و يا محروميت به همراه داشته باشد.
6- برنده مسابقه ممكن است براي مطبوعات يك مانع بپرد كه اين مانع نبايستي جزء موانع دور بعدي باشد .
پريدن بر خلاف جهت از اين مانع ممكن است موجب محروميت سواركار شود . براي پرش از اين مانع سواركار 90ثانيه وقت دارد كه اين وقت از لحظه زدن زنگ توسط داوران شروع مي شود . امتناع يا انداختن اين موانع بعنوان يك تلاش به حساب مي آيد . اگر انداختن همراه با امتناع باشد سواركار براي تلاش بعدي بايد منتظر تصحيح مانع شود ،( زمان نگه داشته خواهد شد) . هئيت داوران زنگ شروع مسابقه را پس از تلاشهاي سوار كار براي پرش از اين مانع يا اتمام 90 ثانيه بصدا در مي آورند . پس از زده شدن زنگ سواركار تنها مي تواند يك بار براي پرش از اين مانع سعي كرده و در حدفاصل 45 ثانيه مسابقه اصلي را شروع كند .
زنگ :
1-زنگ ابزاري است جهت برقراري ارتباط با شركت كنندگان و مسئول بصدا درآوردن آن يكي از اعضاء هيئت داوران است .زنگ در موارد زير کاربرد دارد :
1-1- جهت اعلام باز بودن مانژ جهت بازديد از مسير مسابقه .
2-1-اعلام اجازه شروع مسابقه به سواركار پس از زدن زنگ که سواركار بايستي خط شروع را در جهت درست ظرف مدت 45 ثانيه قطع كند . سيستم زمانگيري اتوماتيك شمارش معكوس 45 ثانيه را روي صفحه نتايج نشان مي دهد ،بطوري كه براي سواركاران به وضوح قابل مشاهده باشد اگر سواركار ظرف مدت 45 ثانيه مسابقه را شروع نكند زمان مسابقه وي پس از 45 ثانيه شروع خواهد شد . زمين خوردن و كليه نافرماني ها طي فاصله زدن زنگ و شروع مسابقه خطا محسوب نمي شود و lدر فاصله زماني 45 ثانيه داوران مي توانند در موارد بروز برخي از مسائل زمان را نگه دارند .
3-1- بمنظور متوقف کردن سواركار در حين مسابقه( به هر دليلي ) و يا اجازه براي ادامه آن .
4-1- اعلام اجازه ادامه دادن مسابقه به سواركاري كه مانع آن پس از امتناع افتاده است و همچنين پس از تصحيح مانع و يا آماده بودن مسير.
5-1-اعلام دستور اخراج يك سواركار به وسيله به صدا درآوردن ممتد و يا تكراري زنگ .
2-اگر سواركار به زنگ داوران توجه نكند ممكن است بنا به نظر داوران اخراج شود .
3- اگر پس از وقفه زماني قبل از زدن زنگ سعي در پرش از مانع نموده و يا از مانع بپرد اخراج مي شود .
1-3- مسئوليت ماندن در نزديكي موانع قبل از زدن زنگ مجدد با سواركار است .
2-3- اين وظيفه داوران است كه زنگ مجدد را در لحظه اي بزند كه سواركار در موقعيت خوبي قرار دارد .
3-3- پس از نگه داشتن زمان به هر دليلي سواركار بايست تا ايجاد شرايط مناسب جهت ادامه مسير در نزديكي مانع مذكور باقي بماند و هيات داوران نيز بايد زنك را در لحظه اي به صدار درآورند كه سواركار موقعيت مناسبي نسبت به مانع داشته باشد ( يعني سواركار در نزديكي مانعي كه نسبت به آن امتناع كرده و يا آن را انداخته است قرار نداشته باشد) . هيات داوران وظيفه اي ندارد كه زمان را در شرايط مناسب به نفع سواركار باز نمايند لذا با زدن زنگ زمان نيز باز خواهد شد .
مسير مسابقه و اندازه گيري :
1 -مسير مسابقه خط سيري است كه سواركار از دروازه شروع تا دروازه پايان طي ميكند ، اين مسير بايستي با دقت تمام بخصوص در محل گردشها اندازه گيري شود ( خط سير طبيعي كه اسب طي مي کند. از مركز موانع است ).
2- در مسابقات مهم هيات داوران بايد به همراه طراح مسير و يا در صورت امكان با ناظر فني مسابقه مسير را مجددا اندازه گيري کنند و در اين صورت هيچ گونه تغييري در زمان مجاز جايز نمي باشد .
3-در صورتي كه هيات داوران تشخيص دهد كه خطائي در اندازه گيري مسير مسابقه (پس از پرش سه نفر كه مسير را بدون نافرماني و يا افتادن طي نموده اند ) رخ داده است مي توانند مسير مسابقه را مجددا اندازه گيري نموده و مجددا زمان مجاز جديدي را اعلام کنند و زمان نفرات قبلي نيز مي بايست با زمان جديد تصحيح و محاسبه شود.
4- اگر شرايط زمين و آب و هوا مناسب باشد هيات داوران مي توانند پيش از شروع مسابقه سرعت مسابقه را تغيير دهند .
5- كل طول مسير مسابقه نبايستي از 60 برابر تعداد موانع بيشتر باشد .
6- فاصله خط شروع تا مانع اول و خط پايان تا مانع آخر بين 6 تا حداكثر 15 متر است و اين دو خط بايستي با پرچم هاي قرمز و سفيد و حروف S (شروع) و F (پايان) مشخص شده باشند .
نقشه مسير:
1- يك نقشه از مسير مسابقه كه در آن كليه اطلاعات دقيق مسير نشان داده شده است مي بايستي حداقل نيم ساعت قبل از شروع مسابقه در نزديكي ميدان تمرين نصب و همچنين يك نسخه نيز به هيات داوران تسليم شود .
2- شماره موانع به ترتيب عبور از آنها مي بايست در کنار موانع نصب شوند .
3- موانع متوالي که داراي يك شماره تكراري هستند با حروف c , b , a که در كنار آن قرار دارد ( مانند ( 8a , 8b , 8c ) مشخص مي شوند.
4- موارد زير بايد در نقشه مسير مسابقه مشخص شوند :
1-4- خط شروع و پايان .
2-4-محدوده قرارگيري موانع ، نوع موانع ( عمودي – اكسر – تريپل بار) ، شماره موانع .
3-4- نقاط چرخش اجباري .
4-4- خط سير سواركار را مي توان با يكسري خطوط شكسته نشان داد . ضمنا مسيرهاي اجباري نيز بايد با خطوط توپر مشخص شوند .
5-4- جدول داوري مورد استفاده .
6-4- موانع ، طول مسير ، زمان مجاز و محدود و يا زمان ثابت برخي از مسابقات مخصوص .
7-4- نوع موانع متوالي ( باز – بسته – نيمه باز ) .
8-4- كليه تغييرات و يا تصحيحات هيئت داوران در مورد مسير .
تغييرات در مسير مسابقه :
1- اگر شرايط طوري ايجاب كند كه پس از نصب نقشه مسير تغييري در مسير بوجود آيد ، اين تغيير بايد فقط با نظر هيات داروان انجام شود و به اطلاع كليه سواركاران شركت كننده و سرپرست تيم ها در مسابقه برسد .
2- اگر به دليل شرايط بد جوي ، نور و يا غيره متوقف کردن مسابقه ضروري باشد پس از شروع مجدد بايستي مسير و موانع به همان شكل اوليه خود باشند و مسابقه نيز از همان نقطه اي كه متوقف شده است مجددا شروع شود .
3- در موارد خاص مانند خرابي زمين مانژ و يا .......... بنا به تشخيص هيات داوران ممکن است محل يكي از موانع كمي تغيير کند .
در مورد موانعي كه امكان تغيير محل آن وجود ندارد مانند مانع آب ثابت ممكن است آن مانع از مسير مسابقه حذف شود. لذا كليه خطاي انجام شده روي آن مانع براي سواركاران قبلي نيز در نظر گرفته نخواهد شد .
( خطاي اخراج و خطاي زماني به حساب سواركاران گذاشته خواهد شد) .
4- در صورتي كه ضروري باشد زمان مجاز و محدود مسابقه پس از اعمال تغيير محل يا حذف مانع مجدد محاسبه خواهد شد .
Dariux
01-21-2006, 08:25 PM
اینیکی هم همچنین:cry4:
ايمني در سوارکاري
ايمني در دجه اول است:ورزش سواركاري يكي از ورزشهاي پر مخاطره مي باشد و هيچ ارتباطي نيز به اندازه جثه و چگونگی رفتار اسب شما ندارد .
قابل تصور است كه افتادن از يك ارتفاع زياد ، چقدر مي تواند مخاطره آميز باشد و اين اتفاقي است كه گاهي براي بعضي از سواركاران رخ مي دهد .
تا كنون سواركاران زيادي در سراسر دنيا بعلت عدم استفاده از وسائل ايمني مانند كلاه و …. در حين سواركاري دچار صدمات غير قابل جبراني شده اند .
بسياري از سازمانها و انجمنهاي برگزار كننده مسابقات رسمي و بزرگ سواركاري ، كليه شركت كنندگان را بدون در نظر گرفتن شرايط سني و يا مسائل جانبي واداشته اند تا از وسایل ایمنی استفاده کنند. در مدارس سواركاري نيز چنين قوانيني حاكم است و هيچ هدفي بجز حفظ سلامت اسب و سواركاران ندارند و مي بايست از اين قوانين متشكر بود .
اغلب سواركاراني كه در حين سواركاري از كلاه استفاده نمي كنند دليلشان اين است كه بدون كلاه راحت ترند و يا كلاه ندارند و اين نوع برخورد با موضوع فقط يك جنبه خودخواهانه بيش ندارد و تا كنون نيز بخت با آنها يار بوده است كه اتفاق جدي برايشان نيافتاده است ولي اتفاق يك بار مي افتد و بعد از آن بايد ديد كه علوم پزشكي در رشته مغز و اعصاب چقدر پيشرفت كرده است و آيا قادر هستند كه مصدوم را نجات دهند يا خير .
امروزه بسياري از كارخانجات وسائل ورزشي ، كلاه هاي ايمني مطمئن و راحتي را ساخته اند كه معمولا در دسترس مي باشند .
چند نكته در مورد استفاده از كلاه ايمني : هميشه كلاه اندازه سر خودتان بخريد بطوري كه كاملا اندازه و متناسب با سر شما باشد ، هيچ گاه كلاه ديگران را قرض نگيريد زيرا ممكن است كه اندازه سر شما نبوده و متعاقب آن كارائي كافي را نداشته باشد .
- هميشه بهترين و پيشرفته ترين كلاه ايمني را كه در دسترستان مي باشد تهيه نمائيد ، اگر چنين امكاني براي شما وجود ندارد مي توانيد از فدراسيون مربوطه جهت تهيه اين نوع وسائل كمك بگيريد .
- هيچ گاه بدون كلاه سواركاري نکنید .
- هيچگاه بدون كلاه سوار بر اسب جوان و يا اسبي كه رفتارش قابل پيش بيني نيست نشويد .
- كلاه ضرب خورده و مستعمل خود را تعويض نمائيد زيرا آن يكبار وظيفه خود را انجام داده است و اين عمل ممكن است براي بار دوم تكرار نگردد .
Dariux
01-21-2006, 08:31 PM
هرودت (تاریخ نویس باستان): "پارسیان از کودکی به فرزندان خود سه چیز می آموختند که : راست بگویند و راست بر اسب سوار شوند و راست تیر بیندازند"
تعادل در سواركاري :
هر موجودي داراي مركز ثقلي است و تعادل هر موجودي با هماهنگي اين مركز ثقل با زمين حفظ مي شود و خط عمود فرضي رسم شده از مركز ثقل بر زمين خط ثقل ناميده مي شود . هر جسمي داراي فقط يك مركز ثقل است و از اين مركز به زمين هم فقط يك خط بنام خط ثقل عمود مي شود . هر موجودي با تكيه بر نقاط اتكاء مختلفي تعادل خود را حفظ مي كند . يك صندلي بر روي چهار پايه و يك اسب بر روي دو دست و دو پا و يك سواركار با نشستن بر روي اسب در حاليكه دو استخوان نشيمن و محل اتصال آنها در تماس با زين است حفظ تعادل مي كند و چنانچه اين تعادل بر هم بخورد ، موجود به حالت نامتعادل تغيير وضعيت مي دهد و هنگاميكه موجودي به حركت در ميآيد مركز ثقل او تغيير مي كند . در حالتهاي خاص از اجسام و يا وضعيت سوار بر روي اسب اين مركز ثقل مي تواند خارج از جسم قرار بگيرد . مانندگوي توخالي ، حلقه آهني و يا سواري به هنگام مسابقات اسب دواني و يا پرش .
سواركاري كه به درستي بر روي اسب مستقر مي شود مركز ثقل او تقريبا عمود بر مركز ثقل اسب مي شود و در هر حالتي كه اسب به خود مي گيرد حفظ ثقلي او منطبق است بر خط ثقل اسب و اين در حالتي است كه اسب ايستاده و يا روي سطحي صاف حركت مي كند و هر يك از حركتهاي اسب ، به مانند آوردن سر به بالا و يا بردن به پائين و هر نوع انحناء بدن به راست يا چپ مركز ثقل او را تا اندازه اي تغيير مي دهد و مربي اسب (سواركار) موظف است ثقل خود را در همه حالتها با ثقل اسب هماهنگ كند و فقط در اين صورت است كه اسب وزن سوار را به راحتي تحمل كرده و سوار هم حداكثر بهره برداري را از قدرت اسب مي نمايد .
تجسم اين حالت موقعي امكان پذير است كه با كوله باري بر پشت حركت مي كنيد و يا انتهاي ميله اي را بر نوك انگشت قرارداده و سعي مي كنيد در حال حركت آنرا حمل كنيد . به هنگام حمل وسيله اي بايد به جلو خم شوند تا بتوانند به راحتي حركت كنيد .
سواركار بايد به هنگام حركت اسب به جلو ، هماهنگ با سرعت اسب ، مركز ثقل خود را به سمت جلو ( جهت حركت اسب ) متمايل كند تا حدي كه مقداري جلوتر از مركز ثقل اسب قرار بگيرد و براي حفظ اين حالت بايد در حالت تعادل كامل در زين قرار گرفت ، يعني با اسب حركت كرده يا حركتهاي اسب را تعقيب كند .
اگر ثقل سوار از ثقل اسب عقب بماند ، فقط حمل مي شود سواركار بايد ابتداء ثقل خود را با اسب هماهنگ كند و سپس نشست خود را بر روي سه نقطه اتكاء تنظيم نمايد و حفظ اين دو حالت هماهنگ با هم امكان پذير نيست .
پس بايد يكي را برگزيد كه حالت نيم نشست را بوجود مي آورد در اين حالت سوار خود را به جلوي زين كشيده با پائين دادن پاشنه ها بيشتر اتكاء را بر روي رانها و پهناي ساق مستقر مي كند . در حركتهاي آرام (قدم ، يورتمه و چهار نعل جمع ) اين تضاد چندان مشهود نيست ولي اين مشكل عدم هماهنگي ثقل را در سوارهاي مبتدي و يا بدرستي آموزش نديده به وضوح مي توان ديد .
هماهنگي سواركار با اسب به هنگام اسب دواني و يا پرش كه سواركار ثقل خود را كاملا به جلو مي كشد ، نمايش نيست ، بلكه كمكي است به اسب براي بهبود دويدن و يا بهتر پريدن .
بهر حال از گستردگي بحث تعادل تا به همين جا بسنده كرده و اضافه مي كنيم كه ، سواركار ابتدا اسب را كمك مي كند تا متعادل و متوازن حركت كند و هر چه مراحل آموزش پيشرفته تر مي شود ، اين هماهنگي بيشتر شده و تا به جائي مي رسد كه سوار قادر مي شود به نفع حركت دلخواه خود تعادل اسب را بر هم زده و او را با ثقل خود هماهنگ كند.
Dariux
01-21-2006, 08:32 PM
اخته كردن اسب
چرا اخته كنيم ؟
1- اسبهاي نر مانند حيوانات ديگر همجنس خود پس از بلوغ بد خلق و وحشي مي شوند و گاهي بدخلق وحشي مي شوند و گاهي عادات بد و حتي خطرناك پيدا مي كنند .
گاز گرفتن – لگد زدن – صدمه زدن به اسبهاي ديگر و اشخاصي كه با آنها سر و كار دارند و برخي اوقات اتفاقاتي كه ممكن است باعث مرگ شود و اين از نتايج وضع رواني اسبها در اين دوره از زندگي آنها است .
نگهداري اسبهاي نر هميشه گرانتر تمام مي شود زيرا بايد پيوسته در اطاقكهاي انفرادي نگهداري شوند كه به توجه دائمي نياز دارند.
2- خلق و خوي بد اغلب اسبهاي اخته نشده را حيواناتي غير قابل اعتماد مي كند . در مسابقات نمي توان بر روي چنين اسبهائي حساب كرد و بخصوص اگر مادياني در اطراف باشد ممكن است غير قابل كنترل شوند و وضع ناخوشايندي بوجود آورند كه باعث صدمه خوردن سواركار و اسبهاي ديگر و خود حيوان شود .
حالت وحشي حيوان بر روي تربيت كننده و سواركار و صاحب اسب اثر مي گذارد و باعث مي شود كه آنها از حيوان بترسند . اسب اين وضع را درك مي كند و ترس اشخاص را تشخيص مي دهد .اين ترس او را وحشي تر مي كند تا جائي كه كاملا غير قابل كنترل و خطرناك مي شود. در اين موقعيت تربيت كننده و خدمه و سواركار براي اعمال كنترل ناچار به استفاده از روشهاي غلط مي شوند و شلاق زدن و آزار بدني را براي فرمانبردار كردن حيوان مورد استفاده قرار مي دهند.
3- اسب از تنبيهات بيزار است و بتدريج كينه سواركار و تربيت كننده خود را بدل مي گيرد و گاهي بر عليه آنها چنان مي شورد كه باعث صدمه فراوان و حتي مرگ آنها مي شود .
اخته كردن اسب بر هيچيك از توانائي ها و كيفيات مطلوب حيوان اثر نمي گذارد و فقط خلق و خوي وحشيانه اش را ناپديد مي كند . حتي فكر اينكه اخته كردن نيروي بدني يا سرعت اسب را كم مي كند اشتباه محض است
كافيست كه نگاهي به مسابقات اسبدواني و برندگان آن بياندازيم و يا در مسابقات سه روزه مي بينيم كليه برندگان آنها از اسبهاي اخته بوده اند .
بنابراين اخته كردن كليه كيفيتهاي لازم براي رقابت و مسابقه اسبها را محفوظ نگه مي دارد خواه اين رقابتها پرش و يا مسابقات سرعت باشد و يا شكار و چوگان و غيره …
اسب اخته شده قابل اعتمادتر است ، خوش اخلاق تر است و براي كودكان و سواركاران تازه كار و آنانكه براي تفريح سواركاري مي كنند مناسب است چنين اسبي از نظر اقتصادي بسيار با صرفه تر است زيرا خرج نگهداري آن به مراتب كمتر و زندگي قابل استفاده اش طولاني تر است .
در چه سني اخته كنيم ؟ بهتر است كه اسب را در جواني و قبل از اينكه عادتهاي بد و خوي ناخوشايند بيابد اخته كنيم . بهترين موقع هنگامي است كه حيوان به بلوغ رسيده باشد ، معمولا بين يكسال و نيم تا دو سالگي موقع مناسبي است . اسبانيكه ديرتر به بلوغ مي رسند طبيعتا ديرتر اخته مي شوند زيرا بيضه هاي آنها ديرتر پائين مي افتد . گرچه بهترين موقع اخته كردن هنگامي است كه حيوان هنوز بد خلق نشده باشد ليكن اسب را مي توان در هر سني اخته كرد .
اگر حيوان خلق بد و عادات ناخوشايند را پيدا كرده باشد اخته كردن نتيجه مطلوب را در بر نخواهد داشت ليكن بي اثر نيز نيست و تاثير آن تقريبا هميشه مثبت است .
جراحي : اخته كردن عملي نسبتا ، بسيار ساده است و با جنبه استثناء براي اسب بي خطر است ، عمل بايد حتما بوسيله يك دامپزشك جراح صورت گيرد كه در صورت بروز هر گونه اشكالي از عهده كار برآيد. اخته كردن در ايران متاسفانه شهرت خوبي ندارد . علت آن اينست كه اغلب اشخاص بي تجربه و ناوارد در گذشته عمل مزبور را انجام داده اند و اسبهاي اخته شده نيز پس از عمل مورد مواظبت و مراقبت بهداشتي لازم قرار نگرفته اند .
عمل جراحي پس از اينكه محل مورد نظر با دقت شسته و استرليزه شده در حاليكه اسب ايستاده است و با كمك داروهاي بي حس كننده موضعي و يا بوسيله داروهاي بيهوشي در حاليكه حيوان دراز كشيده است انجام مي گردد. كيسه محتوي بيضه بطول ده تا پانزده سانتيمتر شكافته مي شود و بيضه خارج مي گردد. رگها و مجراهاي متصل به بيضه بوسيله گيره هاي جراحي بسته شده و سپس قطع مي گردند.عمل براي خارج كردن بيضه دوم عينا تكرار مي شود .
در اين عمل مانند هر عمل جراحي ديگر مقداري خونريزي وجود خواهد داشت كه بيشتر رگهاي پوست شكافته شده كيسه محتوي بيضه ها است و اهميت چنداني ندارد . در ميان اسبها خونريزي شديد و خطرناك كم ديده مي شود زيرا تعداد بسيار كمي از اسبها به خونريزي مزمن مبتلا مي شوند
شكافهاي ايجاد شده پس از خارج ساختن بيضه ها دوخته نمي شوند. دليل آن اينستكه بيضه هاي خارج شده حجم قابل ملاحظه اي را در داخل كيسه اشغال مي كرده اند و در صورتيكه بخيه زده شوند مقدار زيادي خونابه و سرم بدن و مايعات لنفاوي در كيسه جمع مي شوند و باعث ورم كيسه و عفونت مي گردد . بنابراين شكافهاي مزبور بحال خود گذارده مي شوند تا مواد نامبرده بتوانند از داخل كيسه ها خارج شوند . خونابه و ساير تراوشات بايد روزانه با آب سرد از روي پاهاي حيوان شسته شود ليكن نبايد اجازه داد كه آب مستقيما بر روي زخم پاشيده شود .
براي اينكه تراوشات بخوبي از شكافها خارج شوند بايد اسب را ورزش داد ، روز بعد از جراحي بايد اسب را سوار شد يا براي مدتي حدود يك ساعت يرتمه برد .
اين برنامه را بايد براي مدت دو هفته ادامه داد . پرش از روي مانع ها كوتاه نيز بي ضرر است ولي بايد هوشيار بود كه كثافات از سطح زمين بر روي زخم پاشيده نشود .
با همه مراقبت ها موضع جراجي شده قدري ورم خواهد كرد كه در اسبهاي سالخورده از اسبهاي جوان و چاق بيشتر محسوس است . درصورتيكه ورم فوق به عفونت مربوط نباشد طبيعي است و نبايد باعث نگراني باشد .
بدين ترتيب شكافها نيز كم كم سرتاسر جوش مي خورند. بهبود كامل سه هفته طول مي كشد.
عمل اخته اگر در محل مخصوص و مدرن جراحي اسب انجام نگيرد و در امكاني كه وجود احتمال باكتري ها و ميكروبها وجود دارد انجام بگيرد مي تواند منشاء خطراتي براي حيوان اخته شده باشند. علاوه بر محيط مناسب و تميز دامپزشك جراح احتمال خطر عفونت را با شستن دقيق و سائيدن محل جراحي با محلولهاي ضد عفوني به حداقل مي رساند . او احتمالا براي پيشگيري از عفونت براي مدت پنج تا شش روز مقداري داروي آنتي بيوتيك نيز تجويز خواهد كرد .
محل استراحت اسبهاي اخته شده بايد كاملا تميز نگه داشته شود . كاه تميز براي خوابيدن حيوان بايد فرآهم گردد و فضولات اسب از محل برداشته شود .محل خوابيدن تميز تا زماني كه زخم كاملا بهبود يابد مي بايست ادامه داشته باشد .
بدين ترتيب است كه اسب مي تواند دراز بكشد و استراحت كند .بستن حيوان بطوريكه مجبور باشد دائما سرپا بايستد نه تنها باعث ناراحتي و خستگي حيوان مي شود بلكه ممكن است اشكالات خطر ناك ديگري را نيز بوجود آورد .
بايد توجه داشت كه زخم عمل اخته محل مناسبي براي فعاليت ويروس كزاز است در صورتيكه كزاز باعث عفونت شود خطر مرگ حيوان وجود خواهد داشت از طرفي بايد آگاه بود كه پهن و فضولات اسب خود انباشته از ويروس كزاز است .
دامپزشك جراح بهنگام عمل اخته واكسن كزاز نيز به اسب مي زند . ليكن در صورتيكه اين اولين باري است كه حيوان واكسينه مي شود امكان دارد نتواند با سرعت كافي خود را براي دفاع در مقابل بيماري كزاز آماده كند . از طرفي چون هر زخمي محل احتمالي مناسبي براي فعاليت ويروس كزاز است توصيه مي شود كه تمام صاحبان اسب اطمينان حاصل كنند كه اسبهايشان بهر حال بوسيله دامپزشك واكسينه شده باشند .
در تعداد بسيار محدودي از اسبها بيماري فتق بروز مي كند و در مورد اسباني كه تازه اخته شده اند اين ناراحتي باعث مي شود كه مقداري از روده هاي حيوان به داخل كيسه بيضوي راه يابد و يا از شكافها خارج شود. اين ناراحتي بكلي مربوط به عمل اخته كردن نيست . بايد دانست كه اگر اسبي پس از اخته شدن دچار فتق شود بدون عمل اخته نيز دير يا زود بدان مبتلا مي شده است . بهرحال اين ناراحتي بندرت ظاهر مي شود .ولي اگر بروز كند يا هر قسمتي از بافتهاي داخلي در ميان شكافها قرار بگيرد بايد فورا مورد توجه دامپزشك جراح قرار گيرد .زيرا شكافها با وجود آنها التيام نخواهد يافت .
مراقبت هاي قبل از عمل جراحي اخته شامل 12 تا 24 ساعت گرسنگي و تشنگي است . معمولا اگر داروي بيهوشي مصرف شود حيوان را براي 24 ساعت گرسنه و تشنه نگه مي دارند .برخي اوقات از ميزان غله حيوان كاشته مي شود زيرا غله باعث ورم پس از عمل جراحي مي شود .
Dariux
01-21-2006, 08:35 PM
پرش با اسب :
محل جهش چيست ؟ مناسب ترين محلي را كه اسب از آن ، جهش براي پريدن از روي مانعي را شروع مي كند وبه راحتي بدون اصابت دست و پايش به تيرها و يا خود مانع ، و با صرف حداقل انرژي از روي آن با زيباترين حالت عبور مي كند ، محل جهش ناميده مي شود .
محل جهش در كجا قرار گرفته ؟ محل جهش همواره در جلوي هر مانعي متناسب با ارتفاع عرض ، يا عرض و ارتفاع آن مانع قرار گرفته است . به طور كلي ارتفاع ، عرض و يا عرض و ارتفاع با هم تعيين كننده محل جهش مي باشند . به عنوان مثال ، براي مانعي به ارتفاع 105 سانتيمتر محل جهش تقريبا 120 سانتيمتر در جلوي آن مي باشد .
بطور كلي موانع بر دو نوعند :
1- موانعي كه فقط داراي ارتفاع و يا عرض هستند ، موانع ساده .
2- موانعي كه داراي عرض و ارتفاع هستند ، موانع مركب .
تمامي انواع بقيه موانع مانند نردباني ، بادبزني و …… مشتقي از اين دو نوعند
تيرهائي كه براي ساختن موانع به كار مي روند بايد 4 متر طول و 10 سانتيمتر قطر داشته باشند و براي ساختن موانع با عرض كم نبايد طول تير از دو متر كمتر باشد .
يادآوري : اسب در صورتي ، روي دو نوع مانع ساده و مركب حالتي زيبا همراه قوس كامل بدن را به نمايش مي گذارد ، كه براي پرش از روي مانع ساده (عمودي) از محل جهش مناسب ، جهيدن را شروع كند و براي پرش از روي مانع مركب ( داري عرض و ارتفاع ) محل جهش او كمي به مانع نزديك تر مي شود .
اسب چگونه از محل جهش پرش را شروع مي كند ؟ اسبي كه به خوبي تربيت شده ، در حال حركت با گام چهار نعل منظم ، متعادل ، با تحرك كافي در حاليكه به دهنه است (گوش به فرمان) در رسيدن به مانعي ساده با ارتفاع 105 سانتيمتر حدود 180 سانتيمتري مانع در مرحله دوم چهار نعل يعني اوريب پاي داخل و دست خارج ، در محل جهش قرار خواهد گرفت .
اولين مرحله از مراحل پرش اسب:
گردن خود را به جلو مي كشد و سر را پائين مي آورد و دست داخل را در حدود 60 سانتيمتري جلوتر از دست خارج روي زمين مي گذارد . بعد ، براي حفظ تعادل گردن خود را جمع مي كند ، سر را بالا مي آورد و از فاصله 120 سانتيمتري دستهاي خود را بلند ، و آنها را جمع ، با كمك پاها كه به زير بدن كشيده شده اند و مفاصل خرگوشي جمع شده خود را جهانده و به هوا پرتاب مي كند .
يادآوري : براي عبور از مانع بيش از 120 سانتيمتري اسب ديگر سر و گردن خود را پائين نمي اندازد بلكه خود را جمع مي كند .
دومين مرحله: ، تعليق بر روي مانع (روي هوا):
اسب گردن خود را كشيده ، به پائين مي آورد تا شانه ها را آزاد كرده ، با استفاده از ستون فقرات قوس كماني شكل كاملي از سر تا به دم تشكيل مي دهد ، در حاليكه هر چهار دست و پاي او جمع و به زير بدن كشيده مي شوند .
سومين مرحله ، فرود:
اسب دستهاي خود را به جلو مي كشد ، سر را بالا مي گيرد تا مجددا متعادل شده و با چهار دست و پا روي زمين فرود مي آيد . اين محل فرود 120 سانتيمتر بعد از مانع مي باشد ، سپس سرو گردن را پائين مي كشد تا پاها بيشتر به زير كشيده شده و خود را بيشتر جمع كند . اسب ها تمايل بيشتري دارند كه روي دست چپ فرود بيايند.
يادآوري: اسب به هنگام جهش دو حركت كاملا متمايز از يكديگر انجام مي دهد
• اول ، هر دو دست با هم از زمين كنده مي شود .
• دوم ، هر دو پا ، اغلب ، روي جاي دستها از زمين كنده مي شوند . ولي ديده شده كه گاهي پا ها جلوتر قرار گرفته و نزديك تر به مانع از روي زمين جدا مي شوند .
طول و عرض محل جهش : اسبها ، براي پرش از روي هر مانعي ، از محل جهش مناسب براي همان مانع جهش را شروع مي كنند. به عنوان مثال ، براي عبور از مانعي عمودي به ارتفاع 120 سانتيمتر محل هاي جهش مي توانند بين 120 سانتيمتر تا 180 سانتيمتر باشد. پس طول محل پرش در حدود 60 سانتيمتر و عرض آن به اندازه عرض بدن اسب است . كه اين محل بايد همواره در وسط و عمود بر مانع باشد .
اسب براي جهيدن بايد بتواند هر دو دست خود را تقريبا هم زمان روي زمين قرار دهد ، يعني بايد مرحله دوم چهار نعل را كامل كرده و وارد سومين مرحله شده باشد.
پس با توجه به اين نكات اساسي ، سواركار بايد قادر باشد طول شلنگهاي اسب خود را قبل از مانع بصورتي تنظيم كرده باشد كه دستهاي اسب او به هنگام شروع پرش به درستي در محل جهش قرار گرفته باشد .
Dariux
01-21-2006, 08:37 PM
چوگان
آغاز و سرمنشاء پيدايش اين ورزش به عهد باستان تعلق دارد . طبق اسناد تاريخي اين ورزش از 525 سال قبل از ميلاد مسيح تا كنون داراي قدمت مي باشد
بر اساس تحقيقات و مطالعات انجام شده ، مهد و زادگاه اين ورزش ايران باستان مي باشد ونام چوگان نيز از آن دوران به يادگار مانده است .
به مرور و چرخش زمان ، اين ورزش به ساير ممالك نيز شناسانده شد ، از جمله اين كشورها ، شبه قاره هند مي باشد كه در مناطق Assam , Manipur اين ورزش رايج بوده است
در زمان سلطه انگلستان بر شبه قاره هند ، اين كشور بعنوان يكي از محلهاي نكهداري اسبهاي چوگان ومركز برگزاري اين مسابقات بود و اين روند تا شروع جنگ جهاني ادامه داشت .
در اين ميان يكي از مشكلات چوگان قد نسبتا بلند اسبهاي موجود بود كه آرژانتيني ها با پرورش دادن پوني هائي با ارتفاع مناسب اين معزل را مرتفع کرده وبه تدريج خود نيز بعنوان يكي از مدعيان اين رشته در آمدند .
مشخصه هاي زمين چوگان
ابعاد زمين چوگان به شرح زير است :
- طول : 274 متر.
- عرض : 146 متر .
( البته در كشور آمريكا و آرژانتين اين ابعاد كمي از استاندارد رايج بزرگتر مي باشد ).
- طول دروازه : 7 متر .
مدت زمان مسابقه : يك دوره بازي چوگان به 6 قسمت زماني ( چوکه ) كه هر كدام 7 دقيقه مي باشد نقسيم مي شود .البته اين استاندارد مربوط به كشور انگلستان مي باشد ولي در آرژانتين و آمريكا اين مدت زماني به هشت قسمت تقسيم شده و بين هر چوكه استراحتي معادل3 دقيقه و بين دو نيمه 5 دقيقه در نظر گرفته مي شود .
اسبهاي چوگان : در ورزش چوگان معمولا از اسبهاي كوتاه قد استفاده مي شود ، بدين منظور پوني ها از جايگاه ويژه اي برخوردارند و در يك بازي معمولا از يك اسب حداكثر در دو چوكه استفاده مي شود ، البته بايد بين آنها يك چوكه استراحت به اسب داده شود و سپس چوكه دوم خود را آغاز کند .
خلاصه اي از قوانين ورزش چوگان : پايه گذار اين قوانين در سه كشور انگلستان ، آمريكا و آرژانتين به ترتيب Harlingham club ، انجمن چوگان آمريكا و انجمن چوگان آرژانتين مي باشند كه همگي آنها در مبنا و اصول اوليه مشترك مي باشند و فرق چنداني با هم ندارند .
خطاهاي ورزش چوگان :
1- قطع مسير سواركاري كه در طول مسير خود در حال گوي زدن است و با اين حركت حريف را به مخاطره بياندازد
2- ضربه زدن از جهت مخالف .
3- سواركاري و يا زدن ضربه به شكلي خطرناك كه براي ساير سواركارها ايجاد خطر نمايد .
انواع جريمه هاي بازي چوگان :
1- احتساب يك گل براي تيم مقابل درصورت برخورد خطرناك و يا خطاي عمد در نزديكي دروازه .
2- زدن يك ضربه آزاد از فاصله 27 متري در جهت مخالف دروازه و قرار گرفتن مدافعين در پشت خط دروازه و قابل به ذكر است كه زماني مدافعين حق دخالت دارند كه ضربه زده شود .
3- زدن يك ضربه آزاد از فاصله 36 متري با همان شرايط .
4- زدن يك ضربه آزاد از فاصله 54 متري با اين شرايط كه هيچ مدافعي تا فاصله 27 متري نقطه زدن توپ نبايد قرارداشته باشد.
5- زدن يك ضربه آزاد از وسط زمين بدون وجود قانوني مانند آفسايد و … مانند فوتبال.
6- زدن يك ضربه آزاد از محل وقوع خطا كه در اين شرايط هيچ مدافعي نبايد تا فاصله 27 متري از نقطه زدن ضربه قرار داشته باشد .
7- كورنر مانند فوتبال وجود ندارد ولي حركتي مشابه به شكل زير انجام مي گيرد : يك ضربه آزاد از فاصله 54 متري دروازه به اين شرط كه مدافعين در فاصله 27 متري از زدن ضربه قرارداشته باشند .
داوري در چوگان : بازي چوگان توسط دو سر داور و يك داور قضاوت مي شود كه سرداورها براي اينكه در كم و كيف بازي قرار داشته باشند سوار بر اسب مي باشند در صورت توافق بين كاپيتانهاي تيمها مي تواندقضاوت را به دو سرداور واگذار کرد ولي اگر داور سوم حضور داشته باشد حكم قطعي در صورت عدم توافق دو داور در تصميم گيري ، به عهده اوست.
چيدمان بازيكنان در چوگان : رايجترين آرايش يك تيم چوگان بدين قرار است كه 2 نفر در خط حمله ، يك نفر هافبك و يك نفر نيز در موقعيت بك قرار دارد كه با توجه به تاكتيك تيمي اين چيدمان قابل تغيير مي باشد .
شروع مسابقه چوگان : در ابتداي شروع مسابقه ، هر دو تيم در ميانه زمين و پشت خط مياني صف آرائي کرده و چيدمان مخصوص بخود را مي گيرند و سپس داور توپ را از فاصله 6/4 متري به ميان آنها پرتاب مي کند و سپس بازي با تصاحب توپ از طرف يكي از دو تيم شروع مي شود .
توقف بازي و شرايط خاص نگهداشتن بازي : توقف مسابقه چوگان در شرايط معمولي فقط در زمان پايان يك چوكه و آنهم به دستور داور جهت استراحت و تعويض اسبها صورت مي گيرد ولي اگر در ميان يك چوكه يكي از اتفاقات زير رخ دهد داور مي تواند دستور توقف بازي را صادر نمايد :
- زمين خوردن يكي از اسبها در حين مسابقه .
- مصدوم شدن يك اسب بر اثر سانحه و يا اتفاقي غير مترقبه براي يكي از اسبها .
- قابل به ذكر است كه در صورت زمين خوردن سوار كار از اسب بطوري كه اتفاق جدي براي سواركار رخ نداده باشد ، بازي همچنان ادامه خواهد داشت .
نحوه ثبت امتيازات در مسابقه چوگان : زماني يك امتياز براي تيمي ثبت مي شود كه توپ از خط دروازه آشكارا گذشته باشد و داور نيز صحت آن را تصديق نمايد ، در صورتيكه توپ به قسمت فوقاني دروازه برخورد کند ثبت امتياز مشروط به تائيديه داورخواهد بود.
وسائل ضروري اسب و سوار در حين مسابقه چوگان :
1- بانداژ و يا بوت براي حفاظت چهار ساق اسب بمنظور عدم برخورد ضربات توپ و يا عصاي (چوب) چوگان به ساقها و تامين امنيت سلامت اسب
2- انتخاب دهنه (لگام) مناسب از دسته Pelham و يا دو دست جلو جهت كنترل هرچه بهتر اسب در حين مسابقه
3- تعليمي ثابت .
وسائل ضروري سواركار :
1- كلاه ايمني مخصوص چوگان .
2- دستكش .
3- شلاق چوگان كه اندازه آن تقريبا معادل 106 سانتيمتر مي باشد و علت آن نيز سهولت استفاده از آن حين مسابقه است .
4- چكمه سواركاري بدون بند .
اندازه عصاي (چوب) چوگان و توپ چوگان : چوب چوگان داراي طولي معادل 129 سانتيمتر مي باشد كه انتهاي آن بصورت استوانه اي است و معمولا براي ساخت آن ا ز امبو يا چوبهاي سبك و مقاومي همچون چوب درخت خرمالو استفاده مي گردد .
اندازه قطر توپ حدود 25/8 سانتيمتر است و در حدود 141-127 گرم وزن دارد ، جنس توپ نيز از چوب بيد و يا بامبو مي باشد كه در شرايط بازي هاي تمريني از نوع پلاستيكي و فومي آن هم تفاده مي شود
Dariux
01-21-2006, 08:42 PM
اسب چوگان
اگر چه ممكن است چوگان را با « كرایه » كردن اسب شروع كرده باشيد ولي وقتي اولين اطلاعات را راجع به اسب اول خود كسب ميكنيد احساس جديد ي به شما دست ميدهد . احساس مالكيت در حقيقت روزهاي غير چوگان شما را نيز مانند روزهاي چوگان لذتبخش ميكند وقطعاً علاقه پيدا ميكنيد بدانيد بعد از توجه و مراقبت از اسب ا و تاچه اندازه تغيير خواهد كرد و شما شخصا” در اين مراقبت سهيم خواهد بود .
چگونگي
چگونگي اسب شما بستگي زيادي به مديريت اصطبل دارد كه عبارتست از تمرينات براي سلامتي , تیمار خوب , آب و غذاي بموقع و باندازه و طرز سلوك شايسته با اسب كه موجب آرامش خاطر ا و را فراهم ميآ ورد .
اگر شما هيچگونه تجربه اي راجع به مديريت اصطبل نداريد , اولين كاري كه بايد انجام دهيد اينست كه با اسب بعنوان يك آفريده معقول و هوشيار رفتار كنيد ،دراينصورت خيلي اشتباه نخواهيد كرد .
يك اسب مناسب چوگان بوسيله علائم زير شناخته ميشود :
بدن
نرم باشد و اعضاي خوبي داشته باشد و بدن ا و يا گوشت وعضلات پوشيده باشد ولي شكم نداشته باشد .
پوست
پوست اسب بايد شفاف و نرم باشد و بتوانيد با دست آنرا بگيريد نه اينكه به دنده ها چسبيده باشد .
چشم
روشن باشد .
اشتها
اشتهاي اسب خوب باشد و هميشه براي خوردن غذايش آماده باشد .
تركيب
اسب خوش تركيب قلمي است ولي بايد خيلي يك لائي و لاغر نباشد .
بدن
بدنش بايد گرم باشد .
پاها و دستها
ميبايستي سرد باشد .
تمرينات
براي تدارك بازي چوگان يك اسب خوب بايد سه ساعت در روز به روش قدم و يورتمه كوتاه ا زتپه بالا وپا ئین برود تا عضلاتش رشد کا فی بکند. ( هيچوقت اجازه ندهيد هيچ اسبي با وزن يك سواركار يورتمه بلند برود زيرا مفاصلش تكانها ي غير ضروري خواهد خورد ) .
در صبح بين غذاي اول و دوم دو ساعت و در بعد از ظهر يكساعت با او تمرين كنيد . در ضمن تمرين بعد از ظهر , بمدت پنج دقيقه چهار نعل برويد و بعدها اين زمان را تا ده دقيقه افزايش دهيد , ميتوانيد گوي بزنيد ولي باز تأكيد ميكنيم يورتمه كوتاه و طولاني د رتپه و ماهورها به اسب شما كمك زيادي خواهد كرد .
البته وقتي اسب شما مناسب شد ودر هفته پنج يا شش چوگه بازي كرد يك ساعت يورتمه و قدم در روزبراي او كافيست ولي بعد از يك تورنمنت سخت ميتوانيد اين زمان را تا سه ربع يا نيمساعت در روز تقليل دهيد .
تيمار
علاوه برغذا و تمرين , اسب در اصطبل احتياج به تيمار دا رد . تيمار او بايد سريع , تمام و كمال و با حرارت انجام شود . اگر چه اسب هر روز احتياج به تيمار دارد ولي بنظر ميرسد يك وعده تيمار خوب و دقيق در هفته بهتر ا ز اينست كه هر روز او را بطور ناقص تيمار كنيد . براي تيمار اسب به نكات زير توجه نمائيد :
الف ـ پاها و دستها ي اسب را بلند كرده و با زديدكنيد ببينيد تميز هستند يا نه ؟
ب ـ ببينيد آيا قسمت قورباغه سالم است و بوي بد نميدهد ؟ زيرا بوي بد غالباً بعلت يك بيماري ( قارچ ) بوجود ميآيد ؟
ج ـ چشمها , بيني و پاردم ( قسمتي گوشتي دم اسب ) او را با اسفنج بشوئيد , و جاهائي كه چين خورده هستند مثل زير گلو , آرنج , مفصل خرگوشي , زانوها و غيره را با انگشت بر خلاف خواب مو لمس كنيد .
د ـ آخور اسب را بازديد